{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

یادداشت یک نویسنده در گاردین

کدخبر : 1819
مترجم: فرزانه شهریاری

"خانه سیاه است" یک مستند کلاسیک شاعرانه است که در سال 1341 توسط فروغ فرخزاد شاعر معاصر ایرانی ساخته شده و ایزوله‌سازی، انزوای اجتماعی‌، بیماری‌ها و تاثیرات نامتناسب آن بر محرومین را نمایش می‌دهد. در یادداشت پیش رو به ارتباط این اثر و شباهتش با ایران و جهان این‌روزها که در قرنطینه و انزوا به سر می‌برد اشاره شده است.

هنر ام‌روز: این یادداشت را جوبین بختاد، نویسنده کتاب‌های متعدد نثر و شعر و داستان‌هایی درباره هنر، مد، ادبیات و موسیقی نوشته و  آن در وب سایت گاردین منتشر شده است.

"خانه سیاه است" مستندی‌ست کلاسیک درباره اعضای یک مستعمره جذامی در نزدیکی شهر تبریز در شمال غربی ایران و باوجود اینکه تقریبا 60 سال پیش فیلم‌برداری شده و با تمرکز روی گروه کوچکی از افراد که همگی از یک بیماری و در شرایطی خاص رنج می برند، ساخته شده است اما حالا ارتباط جدیدی میان این اثر با عصر امروز و همه گیری بیماری کرونا دیده می‌شود، نه تنها در مورد اوضاع فعلی ایران بلکه در مورد همه افرادی که اکنون صرف نظر از موقعیت مکانی در رنج و انزوا به سر می‌برند. این فیلم به کارگردانی  فروغ فرخزاد و تهیه کنندگی ابراهیم گلستان در پاییز 1341 در پی دیدار فروغ از آسایشگاه جذامیان بابا باغی تبریز ساخته شد.

فیلم کوتاه فرخزاد چیزی جز تماشای آسان است. ابراهیم گلستان، این را صریحاً در آغاز بیان میکند. او می گوید: "در این صفحه، تصویری از زشتی ظاهر می شود، تصویری از درد که هیچ انسان دلسوزی نباید از آن چشم پوشی کند." این احساسات شاعر سعدی شیراز را تکرار می کند، که در قرن سیزدهم اظهار داشت: "شما که نسبت به بدبختی دیگران بی تفاوت هستید ، نمی توانید یک انسان نامیده شوید".

با این حال، "زشتی" که به نظر گلستان می رسد چیزی از حسن نعمت است. در حالی که برخی از افراد  در مراحل اولیه برای جذام تحت درمان هستند، برخی دیگر اما خوش شانس نیستند. در صحنه اول، دختری چهره‌اش که دچار نقص شده است را در آینه به معرض نمایش می‌گذارد.  در جای دیگر، یک مرد نابینا و بی پروا ته سیگاری را با انگشتان آسیب دیده خود خرد می‌کند. با این حال، فرخزاد با هیچ یک از آنها به عنوان ناهنجاری یا گروتسک برخورد نمی کند، بلکه به عنوان مردم، رفتار می کند. و همدلی او با خوانشهای پرشور شعرهای او برجسته می شود. او می گوید: "بگذارید روح را گوش کنیم، کسی که در صحرای دورافتاده می خواند، کسی که آه می کشد و دستهای خود را دراز می کند، می گوید: " افسوس، زخم های من روح من را خاموش کرده است. "

گلستان در پیشگفتار خود می گوید که انگیزه و امید فیلم "پاک کردن این زشتی‌ها و رهایی قربانیان است". اما "خانه سیاه است" کمی پیچیده تر از این است. به گفته نسرین رحیمیه، استاد ادبیات تطبیقی ​​در دانشگاه کالیفرنیا، فرخزاد به برناردو برتولوچی گفت: "او مستعمره جذام را به عنوان نمونه یا الگویی از دنیایی دید که در اثر بیماری ها، مشکلات و فقرهایش زندانی است." رحیمیه اظهار داشت: "زندگی در مستعمره جذامی به طور کلی استعاره برای زندگی است".

1192.

حمید دباشی، استاد مطالعات ایران و ادبیات تطبیقی ​​در دانشگاه کلمبیا و روکسان ورزی، استاد مردم شناسی و فیلم در دانشگاه کالیفرنیا، به ترتیب پیشنهاد میکنند که این فیلم می‌تواند نشان دهنده "تاریخ وحشیانه"  ایران باشد و به عنوان استعارهای برای "سیاست های اجتماعی سرکوبگرانه شاه و نقد عملکرد دین در آن زمان" خدمت میکند.

این مستند  با همه گیر شدن ویروس کرونا معنای بیشتری به خود گرفته است. برای یک نفر، این اثر می‌تواند باعث شود افرادی که به انزوا می‌روند و در قرنطینه هستند بابت آن‌چه دارند قدردارنی کنند. این ناخوشی جمعی خواهد گذشت، اما برای بیماران قرنطینه شده در فیلم، به ویژه بیماران مبتلا به جذام پیشرفته، بیماری و انزوا از بقیه جامعه واقعیت‌های زندگی است. آن‌ها هیچ بهبودی ندارند که مشتاقانه منتظر بمانند و روزهای خود را با فروپاشی آهسته سپری کنند. فرخزاد در صدابرداری خود می گوید: "من مثل آب ریخته ام ... به عنوان کسانی که مدت هاست مرده اند." سایه مرگ بر روی پلک‌های من است.

او می‌گوید: روشنایی‌هایی در این فیلم وجود دارد، کودکان در مدرسه می‌خندند و در حالی که فوتبال بازی می کنند با این وضعیت، بهترین برخورد ممکن را می کنند و  سایر بیماران نشان می‌دهند که چطور در یک عروسی خوشحال می شوند. تضاد فیلم صحنه‌هایی از یک بیمارستانی که گلستان در آن راجع به درمان جذام بحث می کند، نمازگزاران به قدرت خدا براى انجام همه کارها اعتقاد دارند و تسلیم سرنوشت و جبر هستند و دکترها در بیمارستان براى درمان بیمارى به علم اعتقاد دارند و به آن استناد مى کنند. این‌ صحنه‌ها تناقضی از علم و دین در ایران را نشان می‌دهد.

 در این یادداشت، "خانه" در فیلم (یعنی مستعمره) مطمئناً میتواند به عنوان استعاره‌ ایران در دوره ویروس کرونا قرار بگیرد.  یک کشور که تحت ضرب و شتم تحریم‌ها و مجازات های آمریکایی با یک بیماری همه گیر قرار گرفته و ایرانیان را  با هزینه‌ها و وضعیت هشدار دهنده و نگران کننده‌ای روبرو می کند.شاید این ناگوارترین صحنه از فیلم باشد که از یک دانش آموز مدرسه خواسته می شود جمله‌ای را در صفحه سیاه با کلمه "خانه" بنویسد. او قبل از اینکه با انگشتان آسیب دیده خود بکشد با خودش فکر می کند: "خانه سیاه است."

 

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها