{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

کدخبر : 7748

احمدرضا احمدی به مناسبت ۹۹ ساله شدن ابراهیم گلستان می‌گوید: «او انسانی استثنایی و به قول قدیمی‌ها شش‌دانگ است و شرف و پاکی‌اش مثال‌زدنی و برای خودِ من آموزگاری بزرگ بوده و هست.

به گزارش هنر ام‌روز،  ابراهیم گلستان، همیشه زنده خواهد بود، چه جسمش در میان ما باشد و چه نه. تاثیری که او بر فرهنگ ما، بر خودِ من و نسلِ من گذاشت، غیرقابل انکار است. هنگامی که مسعود کیمیایی، «قیصر» را ساخت، ابراهیم گلستان یک‌تنه به دفاع از او برخاست، در حالی که آن زمان اصلا کیمیایی، گلستان را نمی‌شناخت. من بعد از مرگِ فروغ (فرخزاد) بود که با گلستان آشنا شدم و مرتب با او در ارتباط بودم و چیزهای بسیاری از او آموختم.»  

خبر مرتبط:

احمدرضا احمدی: تاثیری که ابراهیم گلستان بر من و نسلِ من گذاشت غیرقابل انکار است

او ادامه می‌دهد: «نکته بسیار مهم در مورد ابراهیم گلستان، شرفِ اوست. او در بدترین دوران تاریخی ایران، بعد از شهریور ۱۳۲۰، بعد از ۲۸ مرداد و... خود را در حوادث نباخت و روی پا ایستاد و به چشم من انسانی استوار است که هیچ‌چیز نتوانسته بلغزاندش. نکته دیگر این‌که ابراهیم گلستان به هر کاری دست زده، برای دیگران نمونه بوده است. عکاسی کرده، برای دیگران الگو بوده است، داستان‌نویسی و فیلم‌سازی‌اش هم همین‌طور. «خشت و آینه» را منتقدین در زمانِ خودش، شعوری به خرج ندادند و این فیلم رفت. در مورد فیلم بعدی‌اش، «اسرار گنج دره جنی» هم همین‌طور.» 
احمدرضا احمدی با بیان این‌که «من همواره دوستش داشته‌ام و برایش احترام قائل بوده و هستم و مفتخرم که در زمانی زندگی می‌کنم که ابراهیم گلستان هم در همان زمان زندگی می‌کند»، می‌گوید: «او پنجره‌ای به روی شعر دنیا برای من گشود و البته که شاعران مورد علاقه‌اش، نیما، فروغ و اخوان ثالث‌ هستند. تاثیری که او بر نقاشان ما گذاشت، بسیار مهم بود و شاید بتوان گفت تنها کسی در میان ایرانیان بود که نقاشی را می‌شناخت، دیگران نمی‌شناختند. گلستان، انسانی استثنایی و به قول قدیمی‌ها شش‌دانگ است و شرف و پاکی‌اش مثال‌زدنی و برای خودِ من آموزگاری بزرگ بوده و هست.»
این شاعر می‌افزاید: «گلستان از تاریک‌ترین تونل‌ها عبور کرد و آلوده نشد و پاک ماند. علی‌رغم آن‌چه در موردش می‌گویند و گمان می‌کنند خشن است، قلبی بسیار مهربان دارد. بعد از آن‌که سکته کرده بودم، یک بار صبح تماس می‌گرفت و یک بار شب و سرانجام هم طاقت نیاورد و بلیت دوسره فرستاد و من یک ماه پیشش بودم.»  

 

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها