{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

کدخبر : 10409

حجت‌الاسلام محمدرضا زائری در کانال تلگرامی خود خاطره‌ای از سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی منتشر کرده است.

به گزارش هنر ام‌روز، در متن این نوشته کوتاه که در کانال تلگرامی حجت‌الاسلام محمدرضا زائری منتشر شده است، می‌خوانیم: «یکی از هنرمندان مشهور در خلال گفتگویی خصوصی، خاطره ای از مرحوم شهید سردار قاسم سلیمانی نقل کرد که نشان دهنده ابعاد ناشناخته ای از شخصیت آن شهید بزرگوار است.

او گفت که قرار بود ایشان در یکی از برنامه های من شرکت کند. روزی که برنامه در حال برگزاری بود وقتی تیم حفاطت برای آماده سازی زمینه حضور ایشان در محل حاضر می شوند به دلایلی پیشنهاد می کنند که ایشان به این برنامه نیایند، بعداز برنامه گوشی تلفن این هنرمند با شماره مخفی زنگ می خورد و شخصی از آن سوی خط می گوید: سلیمانی هستم. این شخص می گفت با تعجب پرسیدم:  سلیمانی، کدام سلیمانی؟ گفت: قاسم سلیمانی هستم که قرار بود امروز عصر در برنامه شما باشم، متاسفانه به دلایلی شرایط حضور من نبود. خواستم از شما عذرخواهی کنم. انشالله در اولین فرصت جبران می کنم و همدیگر را خواهیم دید. او می گفت باورم نمی شد. خیلی خوشحال شدم و منتظر دیدار ایشان بودم، اما متاسفانه چندی بعد ایشان به شهادت رسید.

همچنین دوستی دیگر نقل کرد؛ خانمی از ایرانیان ساکن خارج کشور که برای بازسازی حرمهای مطهر در عراق کمک مالی قابل توجهی کرده بود اصرار زیادی داشت که سردار سلیمانی را فقط برای چند دقیقه ملاقات کند. مسؤولان امر به خاطر ملاحظات امنیتی و نیز سر و وضع ظاهری آن خانم تردید داشتند که در میان گرفتاری های شدید سردار این موضوع را مطرح کنند. اما وقتی ایشان از درخواست ملاقات مطلع می شوند دستور می دهند در فاصله کوتاه حضور او در ایران وقتی کوتاه تنظیم شود. زمانی که آن خانم به نزد ایشان می آید و رفتار متواضعانه و محبت آمیز او را می بیند می گوید: حالا که این قدر بزرگواری کردید می شود اجازه بدهید یک درخواست دیگر داشته باشم؟ می خواهم شماره یک نفر را بگیرم تا با شما صحبت کند، فقط قول بدهید ناراحت نشوید و من هم قبل از مکالمه او را معرفی نکنم! با این که اطرافیان سردار اصرار می کنند که این کار انجام نشود، ایشان قبول می کند و آن خانم شماره را می گیرد و گوشی را به سردار می دهد. ناگهان شخصی از آن سوی خط می گوید: سلام آقای سلیمانی، من گلشیفته فراهانی هستم!

سردار با تعجب به سخن او گوش می دهد و او بسیار اظهار ارادت و احترام به ایشان می کند و شجاعت و صلابت ایشان را می ستاید. وی به سردار می گوید شما یک نفر کسی هستید که من به عنوان یک ایرانی به او افتخار می کنم و با تمام وجود دوستش دارم.

سردار هم ضمن تشکر با زبانی محترمانه و مهربانانه او را به توجه به مصالح کشور و جایگاه جمهوری اسلامی در جهان و صف آرایی دشمن در مقابل ایران و اسلام توصیه می کنند و به او می گویند شما دختر ما هستی و فرزند این آب و خاک هستی، مراقب باش که هرجا هستی مصلحت این کشور و نام ایران را در نظر بگیری. (نقل به مضمون) 

این دو مورد تنها نمونه هایی اندک از شیوه مستمر سردار دلها در توجه به همه مردم و باور قلبی به طیف های گوناگون و سلیقه های مختلف است. کاش کسانی که به آن شهید اظهار ارادت و دلبستگی می کنند به جای پنهان کردن این ابعاد ناشناخته از شخصیت ایشان به او اقتدا می کردند و از این ظرفیت استثنایی و بی نظیر برای نزدیک کردن دلها بهره می بردند. او که دوست داشت روی قبرش تنها بنویسند "سرباز قاسم" و بس!»

در پی انتشار این مطلب در اینستاگرام، صفحه محمدرضا زائری در این شبکه اجتماعی بسته شد. 

 

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها