{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

کدخبر : 14625

طنزی تلخ از سروش صحت بخوانید.

به گزارش هنر ام‌روز،  سروش صحت در اعتماد نوشت: مردی که کنار خیابان ایستاده بود، گفت: «دربست.»

تاکسی ایستاد. مرد سوار شد.

راننده پرسید: «کجا می‌رید؟» مرد گفت: «هشت ساعت در اختیار می‌خوام.»

راننده گفت: «باشه... کجا برم؟» مرد گفت: «فرقی نمی‌کند، فقط برو... کل هشت ساعت رو برو.»

راننده نگاهی به مرد کرد و راه افتاد. مرد گفت: «می‌شه یک کم تندتر برید؟»

راننده پرسید: «چرا؟» مرد گفت: «عجله دارم.»

راننده گفت: «شما که مقصد نداری.» مرد گفت: «باشه، ولی عجله دارم.»

راننده گاز داد و تاکسی لابه‌لای تاکسی‌های دیگری که با عجله می‌رفتند، گم شد...

 

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها