{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

کدخبر : 9790

غلامحسین لطفی ـ هنرمند پیشکسوت کشورمان که سال هاست در قاب تلویزیون دیده نمی شود ـ دلیل این غیبت طولانی را اینگونه تعبیر می کند، عده ای از ما قدیمی ها دیگر تمایلی به کار کردن نداریم چراکه نه دستمزد خوب می دهند و نه نقش های خوبی برای ما وجود دارد. او در عین حال در بخشی از صحبت هایش چنین می گوید: لابد دیگر نیازی به ما ندارند که نیستیم، وگرنه ما مخلص مردمیم و عاشق مردم کشورمان هستیم.

به گزارش هنر ام‌روز، غلامحسین لطفی با اینکه از به کار بردن واژه «کنار گذاشته شدن» در قبال برخی هنرمندان دلخور است، در عین حال با لحنی مهربان ادامه می دهد، «ما هنور هم می توانیم کار کنیم، فقط کمی پا به سن گذاشته ایم.»

آنچه در ادامه می خوانید مشروح گفت و گو با غلامحسین لطفی، هنرمند باسابقه کشورمان است:

ـ آقای لطفی خیلی وقت است در تلویزیون نیستید؛ چرا؟ هنوز در شهر قزوین سکونت دارید؟

بله، هنوز در قزوین زندگی می کنم. اینکه آدم ها پیدایشان نیست لابد یک عده نمی‌خواهند که آدم پیدایش باشد، وگرنه هنرپیشه یا کارگردان همیشه باید فعالیت داشته باشد. من زمانی روزی سه فیلم سینمایی بازی می کردم و همه منتظرم بودند، اینکه الان نیستم خواسته من نیست.

ـ مدتی است برخی از هنرمندان تلویزیون به حاشیه کشیده شده اند و دیگر حضور ندارند؛ شما نظرتان در این زمینه چیست؟

لازم می دانم اول این توضیح را بدهم که من شب ها که صفحه شخصی ام را چک می کنم، صفحه ای به نام هنرپیشه هایی که کنار گذاشته شده اند، تشکیل شده که در آن اسم من هم هست، من می‌خواهم بگویم آقا، خانم یا موسسه‌ای که عکس‌های ما را می گذارید، شما کاملاً اشتباه می‌کنید، ما را کنار نگذاشته اند، ما خودمان کار نمی کنیم. هنرمندی مثل آقای کاویانی بنده خدا بیمار است و نمی تواند کار کند یا شاید هم اصلا به ایشان مراجعه نمی‌کنید که کار کند، چرا می‌گویید به ما توجه نمی شود؟! خیر، آدم هایی که قرار است به ما توجه کنند، به صراحت می گویم که انگشت کوچک دست من هم نمی شوند، چه به لحاظ شخصیتی، کاری، فکری و بقیه مسائل؛ بنابراین آنها بلد نیستند مرا کنار بگذارند نه اینکه نمی‌خواهند، اصلا کنار بگذارند، برایم اهمیتی ندارد. من خودم نمی خواهم کار کنم چون شرایط، شرایط خوبی نیست.

ـ چرا مانند گذشته تمایل چندانی به کار کردن ندارید؟ به شرایط تلویزیون برمی گردد یا یک نگاه شخصی است؟

نه دستمزد خوب می دهند و نه نقش های خوبی برای ما وجود دارد. من جزو هنرپیشه هایی هستم که تا نقشم را دوست نداشته باشم، به هر قیمتی قبول نمی‌کنم و اقدام به بازی نمی‌کنم. حتی اگر بگویند دقیقه ای ۱۰۰ میلیارد می‌دهیم اما نقشی که تکست (متن) نداری را بازی کن، اگر از گرسنگی بمیرم هم این کار را نمی‌کنم و هرگز قبول نمی کنم. آنجا که عکس های ما را می گذارند و از ما به عنوان هنرمندان کنار گذاشته شده یاد می کنند، از ما اجازه نگرفته اند و من می توانم از آنها شکایت کنم. افرادی مثل آقای الماسی و آقای کاویانی هم اسمشان مثل من در آن صفحه هست. مردم هم آگاهی ندارند، نگاه می‌کنند و دلشان به حال ما می سوزد و فکر می‌کنند ما بدبختیم و یک عده ما را کنار گذاشته اند و ما طرد شده ایم. خیر، ما نه بدبخت هستیم و نه کسی می‌تواند ما را کنار بگذارد. هیچکس حق ندارد ما را کنار بگذارد، اینکه می گویند ما کنار گذاشته شده ایم به روحیه آدم ها برمی‌خورد. این کارها درست نیست. مثلا شبکه‌ای مثل آی فیلم چطور پربیننده ترین شبکه ایرانی می شود؟ چون سریال های قدیمی امثال ما هنرمندان را پخش می‌کند و به خاطر همین است که بهترین شبکه شناخته می شود.

ـ شما دقیقا چند سال است که برای تلویزیون کار نکرده اید، آیا هنوز پیشنهادهایی به شما می شود؟

پنج، شش سال است که برای تلویزیون کار نکرده ام. بله هنوز به من پیشنهاد می‌شود، حتی در همین یک سال گذشته شاید بگویم حداقل ۲۰ پیشنهاد از سوی تهیه کننده و کارگردان های مختلف داشتم اما یا از داستان خوشم نمی‌آید یا نقش و اینکه اکثرا از من نقش کوتاه می‌خواهند! من دیگر نقش کوتاه بازی نمی‌کنم. دیگر از من گذشت. من ۷۰ سالم را رد کرده ام، برای چه باید نقش ۱۰ دقیقه ای در یک سریال ۲۰ قسمتی بازی کنم؟! آن زمان که نقش‌های کوتاه را بازی می‌کردم می خواستم بگویم برای من هنرمند نقش کوتاه و بلند فرقی ندارد اما دیگر بس است. قرار نیست همان طور در نقش‌های کوتاه بمانیم. من در سریالی مثل «خانه به دوش» یکی از نقش های اصلی داستان بودم، الان بیایم نقش ۵ دقیقه ای بازی کنم که چه اتفاقی بیفتد؟ دوم اینکه هنوز دستمزدهای ۳۰ سال پیش را به من پیشنهاد می دهند! چرا؟ 

ـ اگر شرایط آن طور که می خواهید بشود، باز هم به تلویزیون برمی گردید؟

بله، حتما می آیم. مردم به من لطف دارند، نقش و کار خوب باشد، چرا نیایم. متاسفانه دیگر پشت صحنه ها هم خوب نیست و منِ هنرمند آزار می بینم. من مدت هاست از پشت صحنه کارها لذت نمی‌برم. یکسری افراد غریبه بی ادب و بلا نسبت بعضی از دوستان، لات و لوت آمده‌اند که مال این کار نیستند و من هنرمند اصلا از کارم لذت نمی برم. آن زمانی که من روزی دو فیلم بازی می‌کردم شب قبل از فیلمبرداری از شدت خوشحالی خواب نداشتم اما الان معذرت می خواهم حالم بهم می‌خورد که فردا می خواهم سر فیلمبرداری بروم، چرا باید اینطور باشد؟ یکسری اتفاقات پشت صحنه افتاده که من هنرمند زده شده ام. تماشاچی از من هنرمند توقع دارد زمانی که ظاهر می‌شوم کاری بهتر از کار قبلی ام ارائه بدهم، من همیشه در کارهایم سعی کردم بهتر از قبلم باشم؛ البته شاید موفق نبودم اما سعی خودم را کرده ام.

- آقای لطفی به عنوان یک هنرمند پیشکسوت، آیا برای بهتر شدن شرایط پیشنهادی به پیمان جبلی، رئیس فعلی صداوسیما دارید؟

من اصلا ایشان را نمی شناسم و تا به حال ندیده ام. حتما ایشان از دید خودش کارهایی می کند اما باید با هنرمندان به اشتراک بگذارد و از هنرمند بخواهد حرف بزند که متاسفانه مدیران ما اهل این کارها نیستند. به نظرم مهمترین معضل این روزها این است که افرادی که سر کار هستند، مالِ آن کار نیستند. کسی که در عمرش حتی یک فیلم و سریال ندیده است، چطور می تواند قضاوت کند؟ من مخلص آدم های خوب و باتجربه هم هستم و به همه احترام می‌گذارم، ولی یکسری افرادی وارد کار شده‌اند که سر جایشان نیستند. بی تعارف بگوییم، دیگر مثل گذشته مردم پای سریال های تلویزیون نمی نشینند و بیشتر ماهواره تماشا می‌کنند یا همین شبکه آی فیلم را که سریال های قدیمی را پخش می‌کند، دنبال می‌کنند. به عنوان مثال سریالی مثل «خانه به دوش» تاکنون بارها پخش شده و هر بار هم بیننده دارد. در «خانه به دوش» من سعی کردم بهترین بازی‌ام را ارائه بدهم. چرا دیگر ما مثل این سریال ها را نداریم؟

ـ می گویند برخی هنرمندان از صداوسیما و تلویزیون قهر کرده اند، شما چه نظری دارید؟

به نظرم اسمش قهر نیست، بلکه بی اعتنایی است و این بی اعتنایی از قهر بدتر است چون بالاخره قهر، زمانی به آشتی ختم می شود اما بی اعتنایی خیلی زمان می‌برد تا حل شود و آن هم بستگی به روشش دارد؛ وگرنه اگر همین طور ادامه بدهند، ما هم در خانه هایمان نشسته ایم، با مردم کیف می کنیم و هیچ اتفاقی نمی افتد. من عاشق مردمم هستم، هنوز وقتی مرا در خیابان می بینند با من عکس می گیرند، از قدیم ها صحبت می‌کنند که چرا نیستم و من می‌گویم شرایط، شرایط خوبی نیست وگرنه مگر آزار دارم که بازی نکنم. من از با مردم بودن لذت می برم، من وظیفه دارم برای شما مردم کار کنم، مگر چند سال دیگر زنده هستم. ما باید فعالیت داشته باشیم اما وقتی شرایطش نیست، ما چه کار کنیم؟ ما دیده می‌شویم، پس باید ما را خوب ببینند، والسلام.

 

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها