{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

کدخبر : 13719

فیلم پرواز بر فراز آشیانه ی فاخته( One Flew Over The Cuckoo’s Nest) که در ایران با نام دیوانه از قفس پرید مشهور است در سال ۱۹۷۵ به کارگردانی میلوش فورمن ساخته شده است.

«پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته» در کنار «رستگاری شائوشنگ» و «فارست گامپ» از جمله‌ فیلم‌های صاف و ساده اما بسیار قدرتمند و تاثیرگذارِ تاریخ سینما هستند که با پیر و جوان ارتباط برقرار می‌کنند و البته اشک سنگدل‌ترین و پوست‌کلف‌ترین آدم‌ها هم از شلاق احساس جاری در آنها در امان نخواهد بود.

 فیلم‌هایی که نه مضمون فلسفی عجیب و غریبی دارند و نه دست روی موضوع منحصربه‌فردی می‌گذارند. در عوض درست مثل «رستگاری شائوشنگ» که موضوع کلیشه‌ای و شعاری‌ای مثل «امید داشتن برای رهایی» را برمی‌دارد و آن را با داستانگویی روان و ساده‌اش مورد بررسی قرار می‌دهد و از دل سادگی، پیچیدگی و غافلگیری بیرون می‌کشد، «پرواز بر فراز آشیانه‌ی فاخته» هم چنین کاری را با تلاش برای آزادی از زیر سلطه‌ی یک نظام سرکوب‌گر انجام می‌دهد. اولین چیزی که با شنیدن این جمله به ذهن‌مان می‌رسد، افراد ظالمی هستند که آزادی را از مردم سلب کرده‌اند و اجازه‌ی کشیدن یک نفس اضافه را هم به زیردستانشان نمی‌دهند، اما «آشیانه‌ی فاخته» درباره‌ی چیزی عمیق‌تر و گسترده‌تر حرف می‌زند و آن هم طبیعت بی‌رحمانه‌ی قابل‌درک زندگی و هستی است که دیر یا زود مسیرش به در خانه‌ی همه‌ی ما می‌افتد.

فیلم خارجی

این فیلم اقتباسی است از رمانی به هیمن نام که توسط کن کیستی در سال ۱۹۶۲ نوشته شده است. همچنین این اثر توانسته است هشت اسکار از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و … را دریافت کند. این فیلم با قابی ثابت از فضای کوه و طبیعت آغاز می شود و سپس با حرکت ماشین در جاده، فضای فیلم از طبیعت به داخل یک بیمارستان روانی منتقل می شود.

داستان این فیلم حول محور شخصیت مک مورفی شکل می گیرد که بازی نقش آن بر عهده جک نیکلسون است. زمانی که پزشک بیمارستان در حال مطالعه پرونده این بیمار است مک مورفی به ما معرفی می‌شود. فردی که به دلیل تجاوز به یک دختر و ایجاد نزاع و درگیری زندانی شده است. در اردوگاه کار اجباری، تن به کار نمی داده و حالا به این مرکز نگهداری از بیماران روانی فرستاده شده است تا توسط پزشکان آنجا صحت عقل و یا بیماری روانی داشتن وی تایید شود.

البته این سوالی است که نه تنها برای پزشکان این بیمارستان روانی مطرح می شود بلکه برای تمام مخاطبین این فیلم نیز مطرح است. در اولین سکانس که مورفی وارد این بیمارستان روانی می شود،  سعی کند با خنده های بلند و ایجاد سر و صدا تصویری دیوانه وار از خودش به نمایش بگذارد در صورتی که این شخصیت نه تنها در کنار بیماران بستری شده در این بیمارستان که به شدت آرام هستند تعریف نمی‌شود بلکه در مقابل آن ها قرار می گیرد. اما این سوال که آیا این فرد دیوانه است یا خیر؟  با پیش رفتن فیلم و آشنا شدن مخاطب با بیماران روانی در این بخش ، در مورد تک تک آن ها قابل طرح است. در ادامه فیلم به نمایش روال زندگی عادی و به شدت برنامه ریزی شده در این بیمارستان می پردازد. برنامه ای با زمان های مشخص برای ورزش، گشت در حیاط بیمارستان، استخر و برگزاری جلسات گفتگوی گروهی.این جلسات گفتگو به گونه ای طراحی شده است که هر روز در مورد مشکلات یکی از بیماران صحبت می شود و دیگران می توانند و باید نظر خود را در خصوص مشکل مطرح کنند. در خلال همین جلسات است که مخاطب فیلم با زندگی گذشته و نوع شخصیت هر کدام از بیماران آَشنا می شود. رئیسات این جلسات برعهده سرپرستار این بخش، پرستار راچرد است که بازی آن بر عهده لوئیز فلچر گذاشته شده است. او با چهره سرد خود خالی از هر گونه عاطفه ای به نظر می رسد اما با ادامه فیلم او به مخاطب ثبات می کند که به گمان خودش با تمام این سختگیری ها سعی دارد به بیماران این بیمارستان کمک کند به طوری که گویی اصلا متوجه آسیبی که به آن ها وارد می کند نیست.

فیلم خارجی

برخی از حقایق جالب درباره فیلم دیوانه ای از قفس پرید عبارتند از:

  • نام این فیلم از یک شعر کودکانه آمریکایی گرفته شده که متن کامل آن در کتاب دیوانه از قفس پرید آمده ‌است.
  • بسیاری از هنروران این فیلم در تیمارستان، بیماران روانی واقعی هستند.
  • ویل سمسون، بازیگر نقش چیف برامدن، در اورگان (Oregon) محیط‌بان منطقه‌ای در نزدیکی محل فیلمبرداری بود. او به ‌دلیل اینکه تنها آمریکایی اصیل بود که قد و قواره‌ای متناسب با نقشش داشت از سوی گروه انتخاب بازیگران انتخاب شد.
  • لوئیز فلچر به خاطر بازی در این فیلم آنقدر مضطرب و پریشان بود که تا سال‌ها نتوانست به تماشای فیلم بنشیند.

 

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها