{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

کدخبر : 16047

وکیل مدافع شیطان (به انگلیسی: The Devil's Advocate) فیلمی هیجانی - معمایی آمریکایی به کارگردانی تیلور هاکفورد و محصول سال ۱۹۹۷ و شرکت برادران وارنر است. در این فیلم کیانو ریوز، آل پاچینو، شارلیز ترون و کانی نیلسن به ایفای نقش پرداختند و فیلم بر اساس رمانی به همین نام از اندرو نیدرمن ساخته شده‌است.

به گزارش هنر ام‌روز، "وکیل مدافع شیطان" برخی آن را تاثیر گرفته و ادامه دهنده راه " بچه رزماری رومن پولانسکی ١٩۶٨ " می دانندیک فیلم مهیج و فرا واقع گرایانه و یک درام فلسفی شگفت انگیز .  طرح اصلی این فیلم بر پایه ی تقابل میان خیر و شر است. که در اصل بر اساس رمانی نوشته "اندرو نیدرمن" و به همین نام در سال ١٩٩٧ ساخته شد.

موضوع و تم اصلی فیلم، تاکید بر وجود درستی و راستی در کار و زندگی است که در نتیجه عدم رعایت آن، مسیر و سرنوشت تاریک و هولناکی در زندگی برای انسان رقم خواهد خورد. اتفاقا کارگردان با فیلمنامه خوب و یکدست و کارگردانی خوب، موفق شده این موضوع را در قالب یک فیلم هالیوودی و جذاب در بیاورد که تماشاگر را از دقایق نخست فیلم تا پایان پای فیلم میخکوب کند و در نهایت شوک نهایی را به او وارد کند.

بارها در طول تاریخ سینما، تئاتر و تلوزیون آثاری ساخته شده اند که نمایشگر تقابل نیروهای خیر و شر  بوده اند که در کنار برخی از آنها که خوب، قانع کننده و جذاب از آب در آمده اند بسیاری دیگر تبدیل به آثاری شعاری، کم مایه و ضعیف شده اند.

فیلم وکیل مدافع شیطان را میتوان در دسته موفق این آثار به حساب آورد که ضمن ارتباط با هر قشری از جامعه با هر میزان آشنایی با مدیوم سینما و و علاقه به آن، به راحتی او را جذب می کند و علاوه بر بهره مند کردن مخاطب از یک فیلم لذت بخش و جذاب، پیام خود را به روشنی در تار و پود داستان و وقایع فیلم به دور از شعار و کلیشه انتقال می دهد.

فیلم در کل توانست نظر مثبت منتقدین را جلب کند و در نزد منتقدین، فیلم مهمی قلمداد شد. بازی آل پاچینو مورد استقبال مردم و منتقدین قرار گرفت .

 

محصول: آمریکا و شرکت برادران وارنر. کارگردان:تیلور هاکفورد

ژانر: هیجان انگیز , معمایی , راز آلود

بازیگران:کیانو ریوز، آل پاچینو، شارلیز ترون، جفری جونز، جودیت ایوی , کانی نیلسن و... 

خلاصه داستان:

کوین لومکس (کیانو ریوز)، وکیلی بسیار موفق در شهر فلوریدا است که تاکنون در هیچ پرونده‌ای شکست نخورده است. در یکی از مراحل دفاع از موکلش که یک معلم مدرسه می‌باشد و به جرم کودک آزاری دستگیر شده در سالن دادگاه متوجه می‌شود که موکلش گناه کار است. کوین به خاطر صرفاً برنده شدن کیس دادگاهی به دفاع از حقوق مرد گناهکار می‌پردازد و نهایتاً برنده می‌شود. درجشن پیروزی وی، جان میلتون (آل پاچینو) به کوین پیشنهاد کار با حقوق بسیار عالی را در شهر نیویورک می‌دهد. مادر کوین نیز که یک راهبه است، به وی هشدار می‌دهد که زندگی در شهرهای بزرگ، همراه با آلوده شدن به گناه است اما کوین به حرف مادرش توجه نمی‌کند و به همراه همسرش مری (شارلیز ترون)، به منهتن نقل مکان می‌کند...

photo_2022-09-11_18-27-20

 

تریلر رسمی "وکیل مدافع شیطان"

 

 تیتراژ وسکانس آغازین

 

فیلم حکایتگر نبرد بشر با عمیق‌ترین و درونی‌ترین رانه‌ها،امیال و غرائز خود است. بشری که "میل به برتری" و "میل به قدرت"اش،در لباس "عقده حقارت" دیرینه‌اش نمایان می‌گردد.

به عبارت دیگر،شیطان این فیلم جز در ذهن و روان کاراکتر اول موجودیتی ندارد. آن‌چه که دقیقا در پایان مشخص می‌گردد. وکیل به تنهایی پتانسیل آن را دارد که محور اصلی جملگی وقایع اسفناک و شوم فیلم باشد. (بماند که در پلان پایانی،شیطان دوباره خود را -منتهی این بار به تماشاگر- نشان می‌دهد و همچون یک مربی،درس اخلاق خود را به تماشاگر می‌دهد.)

مساله "صعود و افول یک انسان"،آن هم در دنیای کاری و حرفه‌ای خود،از آن روایت‌های کهن و پرتکرار دنیای ادبیات و سینماست که به تدریج بدل به یک کلیشه گشته است. در ‌واقع جهان فاوست‌گونه این داستان‌ها،زیست انسانی را ترسیم می‌کند که فی‌نفسه معصوم است و اهل شرارت و رذالت نیست،اما به واسطه طمع ناشناخته و اراده کور درونی خود-که در سراسر عمر سرکوب و نادیده گرفته شده،اما همچون نگاه خیره‌ای در تمام این مدت به صاحب خود زل زده است-با سیاهی دست دوستی می‌دهد و معامله‌ای با او می‌کند. در پی این خطا،تراژدی رقم می‌خورد و به تدریج،قهرمان داستان تمام آن چه را که دارد،از دست می‌دهد(او باید برای پاکی خود قربانی بدهد)،و در نهایت تنها خود می‌ماند و وفاداری سالیان سالش به شیطان.

photo_2022-09-11_18-31-19

 

 

 اصل قضاوت

انسان از دیرباز موجودی معتقد به دوگانه خیر و شر بوده و هست اگرچه ماهیت دیدگاه بشر در طول این سال ها دستخوش تغیرات شد اما این فضای دوقطبی در تفکرات بشر همچنان پابرجاست حتی با وجود اینکه تغییرات اندیشه بشر در چند قرن اخیر عمیق تر از پیش بوده اما باز شاهدیم که این پارادایم دو قطبی همچنان پابرجاست و حتی خداناباوران مدرن نیز در مصادیق اخلاقی بعضاً با پیروان ادیان باستانی هم سو هستند.

آنچه که دیدن این فیلم را بر همه ما واجب می کند آشنایی با اصل قضاوت است ما امروزه دریافته ایم که هر آنچه در ذهن ما می گذرد قضاوت است و الزاماً عین حقیقت نیست و هر کدام از ما انسان ها در موقعیت های واقعی زندگی خود اعم از زندگی شخصی و حرفه ای، همواره در چالش قضاوت و تصمیم هستیم و اینکه ما تصمیم بگیریم از چه چیزی دفاع کنیم دقیقاً به قضاوت ما بستگی دارد.

وسیله و هدف

وقتی هدف مقدس و غیر قابل تشکیک باشد و هر نوع پرسشی در موردش نوعی شبهه افکنی به حساب بیاید، آنگاه هدف وسیله را توجیه می کند

انسان های معاصر می خواهند به هر قیمتی شده هدف را محقق کنند و هیچ نوع منع اخلاقی را نمی پذیرند تا جایی که با تقدیس هدف تلاش می کنند موانع رسیدن به هدف را غیر اخلاقی و راه های تحقق هدف را اخلاقی جلوه دهند و به عبارتی اخلاقیات را با نیت های شخصی و اهداف تقدیس شده توجیه و تفسیر می کنند و بدون تردید یکی از عوامل سقوط اخلاقی جوامع خودکامگی هاست که اجازه می دهد قدرت بر همه چیز ارجح باشد و معیارهای خیر و شر را بر اساس منافع قدرتمندان تعریف کند.

photo_2022-09-11_18-38-34

 

دیدار با جان میلتون

 

توسعه طلبی

یکی از مهم ترین حقایق وجود انسان حقیقت توسعه طلبی است انسان موجودی است که به محض تثبیت بقای خویشتن به دنبال توسعه وجود خودش خواهد بود و خط مرزی که میان نیازهای بیولوژیک و نیازهای عالی در هرم سلسله مراتب نیازهای مزلو و یا مرز میان نارضایتی و عدم نارضایتی در نظریه هرزبرگ دیده می شود، از همین حقیقت سرچشمه می گیرد که انسان در ابتدا به دنبال تثبیت وجود خود خواهد بود و به محض اینکه تثبیت نسبی حیاتش مسجل شد در پی توسعه خویش خواهد بود. این توسعه طلبی که واکنشی غریزی محسوب می شود گاه منجر به خلاقیت هایی نوآورانه و شگفت انگیز می شود که تاریخ علم و هنر را تحت تأثیر قرار می دهد و البته گاهی نیز باعث بروز فجایعی اسفناک می شود که هر مورخی از بازنشر آن شرمنده می شود.

photo_2022-09-11_18-42-20

 

جان میلتون وکیل جوان را بر فراز بام یک ساختمان وسوسه می کند.آسمان خراش، تاثیر بصری خیره کننده ای برجای می گذارد. طراح صحنه فیلم، «بِرونو روبِئو»، اثری دیدنی و جذاب به وجود آورده است: وجود یک باغ آبی در آسمان، همراه با استخری که چون آبشار از لبه های ساختمان به پایین می ریزد، طوری که گویی آب و آسمان بدون هیچ گونه تفکیک معماری به هم می پیوندند. دو مرد به گونه ای خطرناک بر روی لبه های آسمان خراش قدم می زنند، در اینجا کارگردان، «تِیلور هَک فورد» با چرخش دوربین طوری بازی می کند تا به بیننده اینگونه القا کند که به لومَکس پیشنهادی می شود که می تواند تمام منهتن را زیر پا سلطه‌ی خود داشته باشد و نیز از طرفی احتمال سقوطی بزرگ و ناگهانی را خواهد داشت.

در این سکانس ویژه که لوکیشن آن پشت بام یک برج بسیار ‌بلند است ، میلتون ، لومکس را مخاطب قرار می دهد و همزمان به مردم پایین اشاره می کند و آن ها را به صورت نقاطی کوچک ‌در خیابان ها توصیف می کند و سپس با این فضا سازی از وکیل مدافع جوان می پرسد که «آیا نبودن هر کدام از این نقاط ، هیچ ‌اهمیتی دارد؟‎!‌‌» . یک تجسم سازی حرفه ای و بسیار زیرکانه که حکایت از کوچک جلوه دادن گناه توسط شیطان دارد‎.‌‌ و این ‌فضاسازی اولین گام برای آماده ساختن ذهن لومکس است تا بتواند با وی اهداف شوم خود را دنبال کند. صحنه ای که می توان ‌گفت از داستان وسوسه ی مسیح بر روی قله ی کوه اقتباس شده است. به وکیل جوان پیشنهادی شده است که می تواند تمام ‌منهتن را زیر پا سلطه‌ی خود داشته باشد و نیز از طرفی همیشه احتمال سقوطی بزرگ و ناگهانی برای وجود خواهد داشت.‌

photo_2022-09-11_18-43-10

 

سکانس از وکیل مدافع شیطان

 

زبان گاو!‌

لومکس کار خود را شروع می کند و میلتون پیشنهاد وکالت کسانی را به او می هد که یکی پس از دیگری انسان هایی خودخواه و ‌متکبر هستند و همگی به نحوی گناهکار محسوب می شوند و لومکس هم که از همان صفت غرور و تکبر برخوردار است تمامی ‌پیشنهادات میلتون را می پذیرد و در تداوم روند شکست ناپذیری خود ، همه آنها را نیز در دادگاه پیروز می شود.و در این راه نه ‌تنها از نبوغ و دانش حقوقی خود به خوبی استفاده می کند بلکه از ابزار مافیای زیرزمینی هم بهره می برد و هرگاه روند انجام ‌وکالت با مشکلاتی رو به رو می شود از طریق این مافیا رقبای خود و همچنین قضات را نیز تحت فشار قرار می دهد. ‌

در سکانسی ویژه که لومکس به شخصی تبهکار مراجعه می کند و وی در پاسخ به استمداد وی ، یک زبان گاو را روی میز می ‌گذارد که پیام آن برای دادستان ، سکوت در برابر بی عدالتی است و به خوبی بیانگر اعمال فشار بر روی دستگاه قضایی محسوب ‌می شود. به این ترتیب لومکس تبدیل به وکیل مدافع شکست ناپذیری می شود که موکلین وی مجموعه ای از افراد گناهکار و ‌شرور هستند که وکالت آنها موجب می شود لومکس هر روز از همسر خود دورتر شود و کم کم از آنجا که زمینه های هوس رانی و ‌خودخواهی در وی وجود دارد درگیر لذتهای خارج از زندگی با همسرش می گردد.

photo_2022-09-11_18-49-57

 

 زبان مشترک

هیچ زبانی مانند پول میان انسان ها فهم مشترک ایجاد نکرده و هیچ اعجازی مانند پول تا کنون منجر به تغییر رفتار انسان ها نشده است. البته علت این تغییر رفتار بیش از آنکه نیازهای زیستی باشد، خاصیت بلند پروازی جاه طلبی و تجمل گرایی خود انسان هاست و گرنه نیازهای زیستی تا حد مشخصی باعث تغییر رفتار در مواجهه با مقوله پول می شود تصور کنید شما در کشوری زندگی می کنید که رانندگی با سرعتی بیش از صد و بیست کیلومتر در ساعت ممنوع است اما در همین کشور سالانه مبالغ هنگفتی صرف خرید ماشین هایی می شود که مهم ترین قابلیت آن سرعت های بالای دویست کیلومتر در ساعت است حالا این سوال پیش می آید که چرا همه انسان ها عاشق چنین ماشین هایی هستند که قابلیت های اصلی آن هرگز محقق نمی شود؟

این انسان ها احمق نیستند آنها فقط عاشق چیزهایی هستند که هر کسی توانایی داشتنش را ندارد همین. 

photo_2022-09-11_18-50-35

 

سکانس ضیافت شیطان

این سکانس حاوی صحنه هایست که مناسب همه افراد نیست.

 

شیطانی که فیلم به ما نشان می‌دهد،صرفا یک دزد دغلباز که از "بهشت گمشده" انسان رانده شده باشد و در پی فریب آدمیان باشد نیست. او به هیچ وجه اهل دریوزگی و مظلوم‌نمایی و خودحقیرپنداری هم نیست. بلکه همان‌گونه که خود در آخر می‌گوید،شیفته غرور است،به طوری که آن را در مقام گناه مورد‌علاقه‌اش معرفی می‌کند. شیطان این فیلم صاحب تاج و تخت و یک امپراطوری عظیم مافیایی و البته پنهان است که همچون شیطان فیلم "بچه رزمری"،درست آن لحظه که به نظر نیست،هست و به قربانی‌اش خیره گشته،و دقیقا آن گاه که وانمود می‌کند حضور دارد،ناپدید می‌گردد. عوامل او همه جا هستند و هیچ جا نیستند. او در خصوصی‌ترین لحظات زندگی وکیل هم نفوذ دارد، گویی شریک دیرینه او بوده است. درجهنمی که میلتون برای کوین ترسیم می‌کند،نه خبری از آتش است،نه شکنجه و نه موجودات زشت‌رو و دهشتناک. جهنم او درست در آرزوهای دور و دراز وکیل جا خشک کرده است؛ و این مهم به زیبایی در صحنه‌ای که میلتون و کوین روی بام یک آسمان‌خراش،از برنامه‌هایشان سخن می‌گویند،نمایان می‌شود. به بیان دیگر،آن‌چه که میلتون،همچون یک امپراطور مجنون بسیار بسیار "درونی"کوین را بدان دعوت می‌کند،آن‌قدر دلربا،اغواگر و پر زرق و برق هست که یک انسان بتواند معصومیت همسرش را نیز به پای آن قربانی کند.

photo_2022-09-11_18-56-50

 

 سکانس چشم برزخی از فیلم/ وکیل مدافع شیطان 

این سکانس حاوی صحنه هایست که مناسب همه افراد نیست. 

 

‍ اثر فساد

زندگی کاری شما جزئی از زندگی شخصی شماست

کسی که برای یک سازمان فاسد کار می کند در واقع همه توان خود را در خدمت گسترش فساد قرار داده و نباید انتظار داشته باشد که زندگی شخصی سالمی را تجربه کند این امر همان قدر محال است که یک قاتل زنجیره ای را برای تدریس اخلاق به مدرسه بفرستید و توقع داشته باشید که این سیستم آموزشی نتایج اجتماعی خوبی داشته باشد و اگر داشته باشد باید تعجب کرد چرا که فساد یک ویژگی سازمانی یا یک ماهیت حرفه ای نیست بلکه فساد یک بیماری عمیق روانی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است که با حذف یا مخفی کردن آن در هر بُعد، شاهد بروز و ظهور شدیدتر آن در سایر ابعاد خواهیم بود.

photo_2022-09-11_19-05-22

 

 سکانس ماندگار وکیل مدافع شیطان

 

فیلمی خوش ساخت با تمی مذهبی و درونمایه ای فلسفی.این فیلم به انتخاب های انسان در طول زندگی اش میپردازد.

انتخاب هایی که هر روزه انجام میدهیم و از ما برنده یا بازنده میسازد. فیلم با دیالوگهای پر محتوا و تلمیحی غنی شده است.فرم بالا  بیان محتوای خود را جذاب تر کرده است.ما شاهد صحنه های ماندگار زیاد با بازیگری شاهکار الپاچینو هستیم.

فیلم بیان میکند شر در همه حال کنار ما قرار دارد.از مترو و اتوبوس تا مهمانی که همه نفرات بررگ کشور در ان حضو  دارند و همه آزمون بشر است.مهمانی شیطان بی شباهت به مهمانی فیلم چشمان کاملاً بسته نیست.

پیشنهاد الپاچینو به کائن ریوس برای کار وکالت دفترش بر فراز ان پنت هوس هماند ان است که او دارد کل نیویورک را به او پیشنهاد میدهد. اما هر جایگاهیی مزد و هزینه خود را دارد. او در مقابل ان عشق همسرش را از دست میدهد.

تمامی این پیش‌نهادها توسط خود شخص پذیرفته میشود و شیطان تنها پیشنهاد دهنده یا موقعیت دهنده است.

photo_2022-09-11_19-08-24

 

نظرت درباره عشق چیه؟

بیش از حد بهش بها داده ‌شده. از نظر بیوشیمیایی تفاوتی با خوردن مقدار زیادی شکلات نداره....

photo_2022-09-11_19-09-23

 

 

لذت گناه

لذت گناه مثل پول مفت است چیزی که زحمتش را دیگران کشیده اند و لذتش را شما می برید لذتی که حق شما نیست و مسئولیتی در قبال آن ندارید ولی از آن بهرمند می شوید بدون اینکه تبعات آن برای خودتان و دیگران ذهن شما را درگیر کند.

 در سیستم های فاسد حاشیه سود بسیار بالاست حاشیه سودی که اگر با تأمین قانونی و رانت همراه شود مظهر حد اعلای فساد خواهد بود سودی بسیار سرشار که سهم رأس سازمان از آن تقریباً همه سود خواهد بود و بدنه سیستم اگر چه تمام کارها را انجام می دهند اما سهم چندانی از این سود سرشار ندارند. 

در یک سیستم فاسد شما هرگز مدیران را در حال انجام کار و تحقیق نخواهید دید بلکه آنها را یا در جلسات کلیشه ای و بی مصرف زیارت خواهید کرد یا در حال چانه زنی برای منافع شخصی خود و البته گاه به طور اتفاقی و بر خلاف انتظارتان آنها را مشغول هرزگی خواهید یافت.

photo_2022-09-11_19-10-24

 

 

 سکانس کابوس های مری

 

 مادر کوین در حالی که به هم ریختگی و آشفتگی اوضاع زندگی پسرش را می‌بیند از او می‌خواهد که به فلوریدا برگردند اما کوین با عصبانیت پیشنهاد او را رد می‌کند.

شخص دیگری که کوین به عنوان وکیل مدافع او انتخاب می‌شود الکساندر کولین یک مرد میلیونر می‌باشد که به جرم قتل زن، فرزند و خدمتکارش در خانه خویش مظنون اول پرونده می‌باشد. این پرونده وقت بیشتری از کوین را می‌گیرد و باعث تنهایی مطلق همسرش می‌گردد.ساعات طولانی کار کوین و تنها گذاردن همسرش مری در آپارتمان ویلایی اهدایی توسط شرکت باعث افسردگی شدید مری و توهمی شدن او می‌گردد.وی که به شدت خواهان فرزند است، کم کم در خود می شکند.‌حالت های روانی ماری در سکانسی خیالی که موجودی اهریمنی رحم وی را تخلیه می کند بسیار تشدید می شود.

در مسیر زوال

مهم ترین ویژگی فساد این است که یک مجموعه از انسان ها را در مسیر زوال قرار می دهد انسان هایی که از زندگی لذت نمی برند و با بیماری های روانی و جسمی فراوانی دست و پنجه نرم می کنند.فساد به بیماری سرطان شباهت های فراوانی دارد در بیماری سرطان سلول های موجود زنده به دلیل تغییراتی که در آنها رخ داده دیگر نمی توانند وظایف ذاتی خود را انجام دهند و از این رو کل سیستم حیاتی را تحت فشار قرار می دهند فساد نیز دقیقاً چنین مکانیسمی دارد و با اخلال در کار تک تک اعضای سیستم، مانع از تحقق اهداف و وظایف آنها می شود. اما نکته ای که قابل بحث است در واقع عنصر اختیار است انسان هایی که در رأس هرم های فاسد قرار دارند با اختیار خودشان این مسیر رو به زوال را انتخاب می کنند حال اینکه بیماری سرطان به اختیار هیچ انسانی بستگی ندارد.

photo_2022-09-11_19-11-18

 

سکانس ماندگار از فیلم وکیل مدافع شیطان

 

پس از اتمام جلسه دادگاه و برنده شدن کوین به خانه برمی‌گردد، اما متوجه می شود که ماری به کلیسا رفته است و در وضعی بسیار وخیم و هولناک قرار گرفته است ، ماری به شکلی وحشیانه ‌مورد تجاوز قرار گرفته بود و در بدن وی آثار متعدد شکنجه وجود داشت و در اعترافی غم انگیز به لومکس می گوید میلتون به ‌وی تجاوز کرده و به این روز انداخته است و این اعتراف در حالی صورت می گیرد که لومکس میلتون را در آن لحظه ای که ماری ‌حرفش را می زند در دادگاه دیده بود و ادعای ماری را باور نمی کند.‌پس از این اتفاق غم انگیز لومکس ماری را به بیمارستان می برد تا تحت نظر باشد.

اندوه و نابودی

صاحبان قدرت وقتی انسان ها را زیر پا له می کردند از این نکته غافل بودند که فرزندانشان ممکن است به جای آنها تاوان پس بدهند و البته که تاریخ پر است از قدرتمندانی که خودشان تاوان جنایت هایشان را پس دادند و حتی کار به فرزندانشان نکشید. فساد به غایت بی رحم است و از هر آنکس که ممکن باشد انتقام می گیرد آن هم به هزاران روش عجیب و نامعقول اگرچه اثبات علمی این موضوع ممکن نیست اما هیچ وجدان بیداری به خود اجازه جنایت نمی دهد مگر آنکه حرص و غرور چشمانش رو کور کرده باشد تا با لجاجتی مخصوص به نوع بشر اصرار بر ادامه جنایت وجود داشته باشد هر جنایتی قربانیان خود را دارد و فساد جنایت بزرگیست که اولین قربانیانش خود انسان های فاسد است.

photo_2022-09-11_19-18-13

 

 سکانس خودکشی مری

 

هزینه فساد

مدیران ارشد در سازمان های فاسد ظاهراً از همه چیز مصون هستند آنها با محافظ شخصی و تشریفات فراوان رفت و آمد می کنند و با گران ترین روش ها و لوکس ترین ابزار ممکن زندگی می کنند و ما تصور می کنیم که فساد هیچ خطری را متوجه آنان نمی کند.

اما اوضاع همیشه اینطور باقی نمی ماند و این مدیران فاسد هر لحظه ممکن است پایشان در یک پرونده سنگین باز شود و تمام داشته هایشان را از دست بدهند و معمولاً این اتفاقات اگرچه به ندرت رخ می دهد اما چنان سریع رخ می دهد که فرصت هیچ واکنشی را به این مدیر فاسد نمی دهد. در واقع هزینه های یک زندگی فاسد بسیار سنگین است و گاه بهایی دارد به اندازه کل زندگی.

در کشور ما نیز کم نیستند کسانی که از خانه های گران قیمت و ماشین های لوکس کارشان به پای چوبه دار کشیده شد چه در اثر یک اشتباه چه در اثر یک تسویه حساب سیاسی به هر حال ثروت و اعتباری که با فساد کسب شده باشد مانند برجی بلند است که بر روی گسلی زلزله خیز بنا شده باشد و البته که پیش بینی زلزله ممکن نیست.

photo_2022-09-11_19-22-59

 

سکانس بی نظیر وکیل مدافع شیطان

 

فیلم سعی بر نشون دادن ماهیت بشر و میل به رسیدن کمال انسان داره که جای بسیار تامل دارد...

مکالمه ى پاچینو و کینوریوز در این سکانس بینظیره… انگار واقعا شیطان داره با انسان در رستاخیز صحبت میکنه و چقدر قشنگ تمام تقصیرهاى گناهان کینوریوز (انسان) رو میندازه گردن خودش! 

من فقط صحنه رو برات چیچدم، این تویی که رشته رو کشیدی...یادته بت گفتم  هنوز دیر نشده  گاهی باید تو زندگیت ببازی، گفتم زنت بت نیاز داره، یادته چی گفتی، گفتی میترسم بکشم کنار اما اون بهتر شه اونوقت ازش متفر میشم...

چه کسى بجز آل پاچینوى بزرگ میتونه چنین سکانسى رو به این نابى و تاثیرگذارى از آب در بیاره؟این سکانس عصاره ى تمام تلاشهاى تمام ادیان در تمام اعصار، فقط براى فهموندن پیام همین سکانس به انسان بود؛ جایى که شیطان میگه: "غرور، گناه مورد علاقه ى منه…"

photo_2022-09-11_19-27-56

 

 

 شیطان (آل پاچینو):

خدا؟

بزار درمورد خدا یکمی اطلاعات بت بدم...

اون همه رو به بازی گرفته

فکرشو بکن... اون ب ادما غریزه میده

اون این هدیه فوق العاده رو به تو میده و بعد چیکار میکنه؟ قسم میخورم اینکارو برای سرگرمی خودش میکنه و همینطور برای عالم شخصی خودش واسه سور و سات بزمش

بعد قوانینو رو بر خلاف غرایز انسان تنظیم میکنه و این تفریح همیشگیشه،

نگا کن اما دست نزن ،دست بزن ولی امتحان نکن ،مزه مزه کن ولی غورتش نده

و وقتی ک داری از این پا ب اون پا میپری اون چیکار میکنه؟ 

اون از خنده روده بر میشه

اون یک سادیسته 

اون ی ارباب غایبه

همچین چیزیو باید پرستش کرد؟؟؟ هرگز

photo_2022-09-11_19-38-51

 

دادگاه ابلیس 

اگر منصفانه به قضیه نگاه کنیم، شیطان در این فاجعه بی تقصیر است. او چه گناهی دارد وقتی در نهاد بشر غرایز نیرومند "لذت طلبی" و "برتری جویی" را تعبیه کرده اند؟ آنها ساختار انسان را به گونه ای طراحی کرده اند تا به سمت هدف غایی کسب لذت و همیشه برنده بودن حرکت کند. شیطان نیز مانند "پدری" دلسوز مقدمات تحقق این امیال را برای او مهیا می کند. به اعتقاد او در سیرکی که خدا به راه انداخته، بشر را درون دریایی می اندازند که با امواج پرتلاطم غرایز و امیال به سمت ساحل لذت حرکت می کند، اما از او می خواهند در خلاف جهت این دریای طوفانی حرکت کند؛ و آن گاه که او در کشاکش این تعارض بی رحمانه دست و پا می زند، به استهزایش می گیرند و به تلاش مذبوحانه اش می خندد تا اسباب سرگرمی خود را مهیا کنند.

شیطان اما دست بشر را می گیرد و به او کمک می کند تا در جهت سرشت برتری جوی خود و گناه مورد علاقه ی خودش یعنی غرور حرکت کند. همان گناهی که او را در مقام ملک از اوج فلک به ورطه ی شک کشاند. او هیجانات خوشایند بشر را پرورش می دهد، به تمایلاتش اهمیت می دهد بی آنکه او را بخاطر حرکت در جهت تمایلاتش طرد کند. شیطان هیچگاه بر مسند قضاوت ،بشر را بخاطر کاستی هایش مواخذه نمی کند.

میل پدر رفتار است و شیطان تجلی این میل... 

یک انسان گرای تمام عیار که انگار نمی توان مالکیتش را در قرن بیستم انکار کرد.

photo_2022-09-11_19-39-24

 

 سکانس پایانی وکیل مدافع شیطان

 

 دادگاه ابلیس بخش پایانی

 اگر کمی از نقش "وکیل مدافع شیطان" بیرون بیاییم، مسائل طور دیگری به نظر می رسند.

"وجدان" و "تمدن" دو عامل درونی و بیرونی مانع از ارضای بی قید و شرط غرایز هستند. به همین خاطر میلتون سعی دارد با القای فلج وجدانی و از بین بردن احساس تقصیر از یک سو و از مجرای قانون به عنوان یکی از تجلیات تمدن از سوی دیگر بوی تعفن زمینیان را به بهشت برساند.

سوپرایگو- بخش وجدانی شخصیت- با القای حس "ترس" و "احساس گناه" مانع از ارضای بی قید غرایز ما می شود. در منطق شیطانی بهتر است ما خودمان باشیم و این کیف پر از پاره آجر- احساس گناه- را زمین بگذاریم زیرا که خود خواهی یک افیون طبیعی و ذاتی است. اما مشکل اینجاست که ما به ازای این خودخواهی گوهر گرانبهایی را از دست می دهیم و آن "عشق" است. از نگاه روانکاوی تمدن زیر فرمان یک انگیزه ی "عشق" درونی است که می خواهد انسان را به شکل یک گروه عمیقا بهم متصل و باهم متحد کند.

وقتی کوین در قتلگاه خودخواهی و لذت طلبی عشق را قربانی کرد، دریافت که بزرگترین مانع وحدتش با انسانیت همین عنصر "خودخواهی" است، پس اسلحه را این بار به جای شیطان به سمت خودش نشانه گرفت و پس از آن که خود را از میان برداشت توانست دوباره در دادگاه عدالت همسرش را در آغوش گیرد و طعم عشق راستین را بچشد.

جدال، جدال خدا و شیطان نیست. چرا که خدا غرایز لذت طلبی و میل برتری جویی را در سرشت انسان نهاده و شیطان هدیه ی خدا به آنهایی است که می خواهند در مسیر خود برتری و جنون لذت خواهی گام بردارند.

photo_2022-09-11_19-40-41

 

منبع: کانال تلگرامی کافه هنر

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها