{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

کدخبر : 16066

جوکر (انگلیسی: Joker) یک فیلم آمریکایی در ژانر تریلر روان‌شناختی به نویسندگی، تهیه‌کنندگی و کارگردانی تاد فلیپس است که در سال ۲۰۱۹ اکران شد.

به گزارش هنر ام‌روز، جوکر

(Joker)2019

کارگردان: تاد فلیپس

بازیگران: واکین فینیکس، رابرت دنیرو، زازی بیتز

ژانر: تریلر روان‌شناختی / جنایی، درام هیجان‌انگیز

خلاصه داستان:

داستان فیلم در سال ۱۹۸۱ و شهر گاتهام سیتی رخ می‌دهد و داستان زندگی کمدین شکست‌خورده‌ای به نام آرتور فلک را دنبال می‌کند که بعد از تجربه‌های تلخ متعدد وارد دنیای جرم و جنایت شده و با لقب جوکر به شهر بازمی‌گردد.

 واکین فینیکس نقش جوکر را در این فیلم بازی کرده‌است؛ بدین ترتیب او بعد از جک نیکلسون، هیث لجر و جرد لتو چهارمین شخصی است که در یک اثر سینمایی این نقش را ایفا کرده‌است. 

علاوه بر اینکه گفته می‌شود شخصیت جوکر از شخصیت دیگر فیلم‌ها مثل «راننده تاکسی»، «سلطان کمدی» و چند فیلم دیگر برداشت شده است، واکین فینیکس برای آماده شدن نقش جوکر بر روی حرکات کیتون و بولگر که شخصیت‌های مشهور فیلم‌های صامت و کمدی هستند هم مطالعه کرده است.

فیلم با تحسین منتقدان همراه بود و در زمینه فیلم‌نامه، کارگردانی و اجرای فینیکس مورد ستایش قرار گرفت. جوکر یک موفقیت بزرگ در گیشه بود و توانست چندین رکورد فروش در ماه اکتبر را جابه‌جا کند. هم‌زمان با اکران فیلم، انتقاداتی نسبت به مضامین و صحنه‌های خشونت‌آمیز فیلم و احتمال تقلید از آن در دنیای واقعی مطرح شد که واکنش‌های بسیاری به دنبال داشت.

photo_2022-09-15_18-54-45

 

 جالب هست بدانید که گریمِ چهره ی جوکر در این فیلم الهام گرفته از یک قاتل زنجیره ایِ واقعی به اسم "جان وین گیسی" هست که در دهه هفتاد به عنوان یک دلقک سرگرم کننده به تولد بچه های کوچک میرفته و در نهایت قربانی های خود را پیدا کرده و به آنها تجاوز میکرده. او در جمع ٣٣ پسر نوجوان و خردسال را, قبل از اینکه دستگیر شود, به قتل رساند.

photo_2022-09-15_19-00-40

 

جوکر، یک فریاد فرو خورده!

این فیلم نگاهی عمیق به زندگی آدمهایی دارد که هر روز همچون سایه از کنار ما رد می‌شوند.

اگر درون مایه ضد سرمایه داری فیلم را رها کنیم و تنها بخواهیم به نقد روانشناختی این اثر بپردازیم باید بگوییم که «آرتور» با بازی بی‌نظیر واکین فینیکس معلول جامعه پیرامونی ماست.

جامعه‌ای که ما نیز در شکل گیری آن نقش داریم.

این فیلم از این جهت ارزش تماشا دارد که از حیث هشدار به دو طبقه روشنفکر و عام کارکردی یکسان را ایجاد کرده است.

طبقه عام و کف خیابان که هر آن ممکن است تحت تاثیر ضربات اجتماعی تبدیل به یک جوکر قاتل شوند و یا شاید متاثر از رفتار یک هم طبقه‌ای خود، دست به عصیان اجتماعی بزنند.

از سوی دیگر سطح بالایی جامعه که در آن احتمالا طبقه بورژوا نیز قرار دارد، این هشدار را دریافت می‌کنند که استفاده ابزاری از توده‌ها، گاهی منجر به یک توده‌ی سرطانی می‌شود که روان یک اجتماع را می‌تواند تا سر حد جنون به هم بریزد.

این فیلم یک وجه خارق العاده دیگر نیز دارد، مخاطب عام پس از تماشای این فیلم خود را در مقام یک مخاطب متفکر می‌یابد که پس از مواجهه با یک اثر عمیق، مجبور به اندیشیدن می‌شود؛ مخاطب خاص نیز پس از اتمام فیلم خود را جای مردم عادی می‌گذارد که تحت تاثیر جبر اجتماعی، گاهی خُرد و شکننده می‌شوند.

جوکر نمایشی از زیر لایه‌های جوامع است که منتظر یک جرقه اند، این فیلم اگر در ژانر سیاسی نیز مورد بررسی قرار بگیرد، قابل ارزیابی است، اما آنچه از تماشای جوکر می‌توان دریافت این است که؛ فاصله تبدیل شدن یک عصیان به یک باور اجتماعی، تنها یک شلیک بی هدف گلوله است.

photo_2022-09-15_18-57-15

 

 تیتراژ و سکانس آغازین فیلم جوکر.

 

 بحران

مقدمه فیلم بیانگر فجایع عظیمی است که در این فیلم با آن مواجه خواهیم شد فجایعی فراتر از قتل و خشونت فردی. 

بحران زباله نماد شایسته ای از بحران های اجتماعی گسترده در سطح جهان است بشری که از دیرباز قرار بود اشرف مخلوقات باشد و با بنیان نهادن تمدن مدرن قصد داشت یگانه هوشمند حاکم بر دنیا شود امروز موجودی بحران زده، مستأصل و از درون ویران شده است

اشاره به زباله و پراکندگی وسیع آن از یک سو به بحران های اساسی زیست محیطی طعنه می زند و از سویی دیگر اشاره به شهرهای انبوه و دیگر زیست بوم های انسان دارد که انگار از بیماری سرطان انسان رنج می برند و زباله در اصل نماد بارزی از فساد است که سرتاسر دنیای پیرامون ما را فراگرفته طوری که هیچ جنبه ای از زندگی اجتماعی بشر نیست که بتوان از آن حرف زد و متوجه فسادهای گسترده و سازمان  یافته در آن نشد.

 جوکری که در ابتدای فیلم مورد حمله قرار می گیرد نشان از تلاش شکست خورده ای دارد که جز اندکی شادی و زندگی هیچ دستآوردی را دنبال نمی کند و همین شادی اندک و ساختگی در زیر مشت و لگدهای نابرابر، بی رحم و بی دلیل به غم انگیز ترین شکل ممکن رنگ می بازد.

photo_2022-09-15_18-58-12

 

جوکر تنها و تنها یکی از میلیون ها انسانیست که در جریان گذر جهان از مدرنیسم به نتیجه طبیعی آن یعنی پست مدرنیسم،زیر پاهای سرمایه داری له شده اند؛اما تفاوت او با مابقی این انسان های سرخورده،طغیان و عصیان نیچه وارش علیه ارزش های رایج تمدن روز و نوعی لذت جنون آمیز از نیهیلیسم حاکم است و همین باعث می شود که تا این حد مرید پیدا کند.

او مرشد جماعتیست که هویتشان در جامعه بی روح مصرف گرا ذوب شده و تبدیل به توده هایی منفعل گشته اند که به هر طرفی می توان متمایلشان کرد.آن ها از آن جا که از هر گونه کرامت انسانی تهی شده اند،از یک آنارشیست افسارگسیخته با تمام وجود استقبال می کنند تا ارزش های جدید خودشان را برایشان بیافریند؛ارزش "بی ارزشی" را(درست همانند تایلر دردن در فیلم باشگاه مشتزنی و یا با اندکی تفاوت،در قاتل فرد گرایی همچون جان دو فیلم هفت). البته به نظر می رسد دعوای جوکر و "جوکریست ها" تنها در سطح ابتدایی با جامعه  و تمدن و سرمایه داری نوین باشد؛در حقیقت شاید لبخند کنایه وار و سمبلیک آن ها خطاب به هستی رو به اضمحلال و پوچ و بی تفاوتی باشد که  بویی از رحم و عدالت نبرده است.در دنیای جوکریست ها مدت هاست که "خدا مرده است."

اگر حدود دویست و اندی سال پیش،مارکی دو ساد،نویسنده فرانسوی و  جنجالی تاریخ،با رد تمدن بورژوایی غرب،جهان را پوچ خواند و تنها راه نجات را رذالت انسان و در نهایت، خودکشی دسته جمعی انسان ها معرفی کرد،امروز این جوکر است که باید تمام ارزش ها را به سخره بگیرد و به بنی آدم بتازد.امروز،جوکر در سطحی وسیع تر،وارث مارکی دوساد است!

photo_2022-09-15_18-59-04

 

اولین نما فیلم  با حرکت دوربین به سمت آرتور فلک آغاز میشود و شاهد نما بسته ای از چهره متناقض او هستیم. نکته بارز در چهره آرتور چشمان غمگین و تلاش او برای آوردن خنده بر لبهایش است. تناقضی که نشان در درون پر تلاطم و پر ابهام او دارد. 

بعد از کتک خوردن آرتور توسط چند نوجوان مزاحم نیز  دوربین کار خود را با نما بسته ای از آرتور آغاز میکند سپس به آرامی از سوژه مورد نظر دور گشته و نمام تمام قدی را از آرتور شاهدیم درحالیکه او توسط سطل و کیسه های زباله احاطه گشته است. تابلو شکسته شده نیز به عنوان نمادی از امید و آرزوی برباد رفته آرتور در قاب نمایان است. در این حال نام اثر با فونت فوق درشت بر صفحه ظاهر میشود و تمام قاب را پوشش می‌دهد.

photo_2022-09-15_19-02-14

 

 از سکانس های آغازین فیلم جوکر.

 

 در ادامه از نام تیتراژ به نمایی از خنده های عصبی آرتور در مطب دکتر کات میخورد. میزانسن مطب روانشناس نیز جالب تعبیه شده است: 

حجم انبوهی از پرونده و کاغذهای مربوطه و.. نشان از محبوس شدن آرتور و روانشناس در زندان جامعه دارند.

حقیقت سیاه و رویای سفید

هیچکس جوکر را درک نمی کند و تنها کسانی که می توانند با جوکر اندکی تفاهم داشته باشند سیاه پوست هستند هر دو مشاور روانشناس در این فیلم سیاه پوست هستند تا کنایه ای سنگین به ارتباط جریانات انقلابی با ستمدیدگان در این فیلم شکل بگیرد.

جوکر ستم دیده است و سیاه پوستان که نماد ستم دیدگی در قرن های گذشته هستند تنها کسانی محسوب می شوند که جوکر می تواند ارتباطی ولو سطحی با آنها برقرار کند این ارتباط سطحی با زنان سیاه پوست که بر اساس عدم آسیب رساندن متقابل شکل گرفته در بعد واقعی قرار می گیرد و محبت یک پدر سفید پوست اگرچه عمیق و شیرین است اما صرفاً در حد یک رویای غیر واقعی باقی می ماند.

رویای سفیدِ دیده شدن و در آغوش گرفته شدن اگرچه حق اولیه هر انسانیست اما انسان های بی شماری هستند که در سرتاسر جهان از آن محرومند و جوکر نماینده تمام این محرومیت هاست بدون هیچ محدودیت زمانی و مکانی.

photo_2022-09-15_19-04-41

 

نخستین نشانه های جنون خنده است. نه خنده عادی که نوعی تلخند و قهقهه شیطانی. و نیز فراموش نکنیم که مرز میان جنون و نبوغ به قدری باریک است که این دو گاهی کاملا در هم تنیده اند. جوکر(آرتور) بی شک یک نابغه است. او نابغه ایست که استعدادهایش نادیده گرفته شده و امیال سرکوب شده اش به شکل این دلقک خود را می نمایانند.

آری همه چیز با خنده های به ظاهر بیهوده آغاز می گردد.

فضای فیلم از همان ابتدا تکلیف تماشاگر را با کاراکتر روشن می کند. لوکیشن های غالبا داخلی و بسته و طیف نوری محدود و متمایل به رنگ های تیره. به علاوه نورپردازی آباژوری به سبک فیلم های دیوید فینچر. 

سر و صدای شهر لحظه ای متوقف نمی شود. صدای آژیر،بوق و دعوا.یک کلان شهر به مفهوم واقعی.کلان شهری که می تواند نیویورک یا شیکاگو باشد. یک گاتهام سیتی.

جوکر مولود چنین اتمسفریست. این جاست که تنهایی و تک افتادگی اش نمود پیدا می کند.

این تنهایی می تواند در اتوبوس باشد یا اتاق روان شناس یا محل کار و یا خانه. صدا و نور به عنوان عناصر کمکی هر جا جوکر را می بینیم وارد عمل می شوند.

جوکر تنها یکی از هزاران افراد بی هویت و بی نام و نشانیست که زیر سرمایه داری نوین له می شوند.

photo_2022-09-15_19-06-05

 

آرتور در تلاش است بچه ای را بخنداند و مادر بچه  به او حمله میکند و ارتور ناراحتی خود را طبق مشکل نا به هنجاری احساسی که دارد با خنده بروز میدهد و در مقابل واکنش مادر کارتی را در آن توضیح داده شده است وضعیتش را به وی نشان میدهد.

خوب این یکی از اولین صحنه های فیلم است که چند نکته را در خود جای میدهد.

اولین نکته مقدمه چینی است برای شخصیت پردازی آرتور که دارای نابهنجاری احساسی است. همچنین در مورد شخصیتش نکته ی دیگری ذکر میشود که وی می‌خواهد در مقابل سیستم خشک تکلیف مدار بایستد و طبق فلسفه ی خودش شادی را به ارمغان بیاورد.

دومین نکته در مورد اشخاص گاتهام است که در حال پیروی از یک سیستم خشک باانضباط درونی و کاملا جدی هستند و هر گونه حس طنز گونه را مخالف سیستم و طرد میکنند.بنابراین ما در نکته ی طرد کردن سیستم و در نکته ی کم و بیش فروپاشی روانی آرتور را می‌بینیم. 

عامل بیرونی یعنی سیستم که ارزش ها ابزار ها و اهداف خود را دارد و کاملا جدی است 

آرتور در ابتدا طرد شده است و به عنوان شخص ضعیفی که در چرخ دنده های جدی سیستم خرد میشود. و صحنه تهدید رئیس برای کم کردن حقوق به دلیل ندادن پلاکارد است و حتی توضیح آرتور را هم نمی‌پذیرد باز با عامل بیرونی مواجه ایم اما عامل درونی نیز به گوشزد میشود لگد زدن آرتور به سطل آشغال برای تهدید شدن  به خاطر کاری که در آن بی تقصیر بوده است. این نشان میدهد فروپاشی روانی وی در حال شکل گیری است. 

photo_2022-09-15_19-10-12

 

سکانس ماندگار از فیلم جوکر.

 

خشونت واسلحه

این اسلحه نیست که ایجاد خشونت می کند بلکه خشونت است که اسلحه را به کار می گیرد.

وقتی بی دلیل کتک بخوری، شغلت را از دست بدهی و بدهکار باشی آنگاه اسلحه به تو سلام خواهد کرد به خصوص اینکه صندوق پستی خالی برای تو نمایانگر خالی بودن جای امید در زندگیست و زن سیاه پوستی که نماد کاملی از ستم دیدگی محسوب می شود تو را به آغاز خشونت دعوت می کند آن هم در حضور بارقه ای از عشق و امید که هرگز به سرانجام نمی رسد.

photo_2022-09-15_19-19-02

 

جوکر محصول و نتیجه طبیعی دنیای دهه های هفتاد و هشتاد به بعد است؛ دنیای در حال گذر از مدرنیته به پست مدرنیته. دنیایی که سرمایه داری نوین در قالب شکل جدیدی از مصرف گرایی نمود پیدا می کند؛ دنیایی که غول رسانه ای در آن حرف اول و آخر را می زند و بر "دهکده جهانی" حکومت می کند. دنیایی که همین رسانه برای مردمانش توهم خوش بختی به وجود آورده است. دنیایی که در عین کثرت انفجاری اندیشه ها و اعتقادات، جملگی انسان هایش به یک‌ شکل درآمده، از روح خویش تهی گشته اند و مانند گله گوسفندانی هستند که سرمایه داری به هر سمت و سو بخواهد هدایتشان می کند. این انسان ها دیگر انسان نیستند؛ بلکه شی هستند. 

زمانی مارکس و به تبع او امثال لوکاچ اصطلاح شی شدگی کارگر را در جریان تولید به کار بردند و در مورد آن اخطار دادند؛ اما در چنین زمانه ای نه تنها کارگر که تقریبا اغلب جامعه (به ویژه طبقه متوسط و طبقه بورژوا) هویت وجودی خود را از دست می دهند و تنها با مصرف بی حد و حصر و حریصانه کالاهاست که تداوم می یابند. به عبارتی انسان در حقیقی ترین معنای کلمه، "تنها" گشته است. حتی در اوج هیاهو و سر و صدایی که جوامع صنعتی و تکنولوژیک به کار می اندازند.

در این میان بدیهی ست که مطابق قانون عمل و عکس العمل، جریانات اعتراضی شکل بگیرند و از دل این آتش گداخته، هیولایی همچون جوکر سربرآورد.

با این تفاوت که این موج اعتراضی جدید  دیگر مشابه کمونیست های قرن نوزدهم و بیستم نیستند؛ دغدغه آن ها اساسی تر و هستی شناختی تر است. آن ها نیهیلیست هایی هستند که تنها راه نجات را در نابودی بشریت می دانند...

جوکر به مثابه مردی که می خندد و با آن لبخند تلخ سمبلیکش، نماینده کامل این جریان خشونت بار است.

photo_2022-09-15_19-19-34

 

 سکانس معروف رقص بداهه فینیکس در فیلم جوکر.

 

عشق و خشم

دو نوع غریزه در جوکر به صورت موازی در جریان است تمایل به عشق و تمایل به خشم و ما هرگز نخواهیم فهمید که جوکر و جوکرها در دنیای واقعی چگونه انتخاب خواهند کرد و آیا اساساً جایی برای انتخاب هست یا نه

تمایل به عشق طبیعی است همانطور که واکنش خشونت بار به تعرض اما آنچه که تعیین کننده خواهد بود شدت این دو و ادارک فردی ایجاد شده از عوامل سازنده و تشدید کننده این دو حس خواهد بود و البته آنچه سرانجام بدیهی خواهد بود واقعیت و ماهیت برخورد است هر انسانی مانند جوکر در قلمرو وجودی خود شاهد برخورد میان غرایض متناقض خواهد بود و در این برخورد کنش ها و واکنش ها همیشه قابل پیش بینی نیست و صرف نظر از اینکه آیا اساساً چیزی قابل کنترل وجود خواهد داشت یا نه، از بار مسئولیت جامعه در قبال تک تک اعضایش سر سوزنی نخواهد کاست.

photo_2022-09-15_19-23-00

 

یکی از تفاوت های این جوکر با جوکر های پیشین پرداخت عمیق تر و دقیق تر  به‌ ریشه های یاس وجودی او در زندگی و "غم و اندوه" در مقام همنشین همیشگی اوست.

در این فیلم‌ شاهدیم که ریشه های فردی-اجتماعی چگونه او را به سمت ارتکاب نخستین جنایت سوق می دهند و او نیز چگونه به تدریج به گناه آلوده می گردد.بله؛ او این جا با کشتن‌ چند سرمایه دار پا در جاده بی انتهای پلیدی می گذارد.

اما جالب این جاست که او پس از هر قتل و هر جنایت، ظاهرا به هیچ وجه احساس گناه نمی کند؛ برعکس، او وقتی معصوم بود و بی گناه، بیش تر درگیر نوعی عذاب وجدان بود و خود را گناهکار حس می کرد تا حالا؛ اما اکنون می خندد و می رقصد؛ گویی خود را از بار بزرگی که روی دوشش بوده،رهانیده است.

این رقص شبیه رقص‌های مذهبی پس از قربانی کردن‌های دوران باستان می‌نماید. انگار آرتور برای خدای شرارت قربانی کرده و حالا پاداشش این است که پیامبرِ جدید او باشد. شاید هم کشتنِ حرفه‌ای و خونسردانه‌ی آن مردها هم حلول همین خدا در آرتور باشد.

مهم نیست، مهم تولد جوکر است.

photo_2022-09-15_19-26-18

 

حرمان ، همذات پندارانه ترین ویژگی قهرمان ضداجتماع فیلم است.جوکرِ تادفیلیپس از این نگاه ، غمخوارانه ترین تصویری ست که از این کاراکتر در تمام اعصار دیده ایم.

 آرتور فلک با آن آپارتمان نکبتی و مادر روانپریش و همکاران گوشت تلخش ، تنها یک دل خوشی در دنیا دارد.اینکه ، گاه گاهی زن مجرد همسایه اش را بیصدا دنبال کند و حضور همدلانه اش را در خیالش پر و بال دهد.این وجودِ حرمان زده  به گرمای خیالی حضور این زن در خلال اجرای استند آپش ، عیادت مادرش و تخلیه هراس و هیجانش پس از کشتار مترو ، چنگ می زند.

آرتور حرمان کشیده فیلیپس با آن اندام تکیده و کاپشن کلاه دار و لباس مندرس و انگشت سبابه بر شقیقه نهادنش ، تواردی خودخواسته با تراویس بیکل فیلم راننده تاکسی دارد. و وقتی عزمش را برای قتل مجری معروف جزم می کند ، شباهت ها از مرز توارد هم فراتر می رود. تو گویی آینه دق تراویس بر چهره منقوش و مُلوّنش ، بازتابانده شده باشد. حسرت این مرد به نداشته هایش و خشمی که از عالم و آدم به دل گرفته از زهر حرمانی ست که زمانه بر قلب او افکنده و او به مدد تلخندهای هیستریکش آنرا به روی اجتماع خشمگین پیرامونش قی می کند. 

photo_2022-09-15_19-27-13

 

سکانس رقص در دستشویی از جذاب‌ترین  و کلیدی‌ترین سکانس، سکانسی کلیدی که بداهه بازی شد.

‌به گفته تاد فیلیپس کارگردان این فیلم، در یکی از سکانس‌های اصلی بعد از مدت‌ها همفکری با عوامل به نتیجه مناسبی نرسیدند؛ اما بعد از آنکه واکین فینیکس در مقابل دوربین قرار می‌گیرد با خلق این سکانس و رقص عجیب و غریب خود ‌به صورت بداهه، توجه و موافقت فیلیپس را جلب می‌کند.

photo_2022-09-15_19-37-32

 

 پشت صحنه از فیلم "جوکر" با حضور " تاد فیلیپس "

photo_2022-09-15_19-29-40

 

نماهایی تکنفره از آرتور در خیابان به نشانه تفهیم موقعیت آرتور و تک افتادگی او در جامعه نیز حضور دارند: همچون  نما تمام قد از راه رفتن او در پیاده رو  و حضور زباله های رها شده در گوشه قاب یا نمایی که در آن آرتور مشغول لگد زدن به سطل زباله میشود بازهم گویا آرتور گرفتار و محبوس انبوه زباله هاست و کسی به یاری او نمی آید.

 نما  مربوط به بالا رفتن از پله های پرتعداد و صعب العبور شهر هم مثال دیگری از انزوا آرتور است: زاویه دوربین از پایین موقعیت آرتور و پله را شکار میکند تا عظمت پله ها و دشواری پیمودن آن نمایان باشد.

photo_2022-09-15_19-38-47

 

 سکانس از فیلم جوکر.

 

آرتور بر اثر درگیری در مترو درحالی که لباس کار خود (شمایل دلقک) را بر تن داشت ۳ جوان مست اما متعلق به اقلیت ثروتمند شهر را می‌کشد. این اتفاق واکنش تند ثروتمندترین مرد شهر (توماس وین) در تلویزیون را به همراه دارد. 

این واکنش موجب همراهی مردم و جوانان می‌شود و در پی این اتفاق مردم که از هویت قاتل بی‌اطلاعند اما با او همدردی می‌کنند ماسک دلقک به چهره خود زده و اقدام به تخریب اموال عمومی و انجام شورش های کور می‌کنند.

گرچه مقایسه سیستم اقتصادی ایران و آنچه که تاد فیلیپس آن‌را هدف گرفته یعنی نظام سرمایه‌داری قیاسی مع‌‌الفارق است اما به قول احمد توکلی “تبدیل شدن مارمولک فساد به اژدها” و نیز ترویج سبک زندگی «لاکچری» طیف تازه به دوران رسیده در اقتصاد ایران و مشاهده آن توسط قشر فقیر و به ویژه جوانان از دلایل بروز بحران ها بود.و چه خوب که پیش از ظهور دلقک قاتل و ظهور یک لیدر ناشناس، به صدای فراموش شدگان جامعه گوش دهیم.

فضای فیلم یکسره سیاه است و یاس آلود و غمبار. هر چه هست حکایت تلاش های بی ثمر جوان گمنام و ناکامیست برای رسیدن به شهرت و آرزوی دیرینه خویش.

اما این آرزوها،این عقده های سرکوب شده هر گاه مدام و مدام روی یکدیگر تلنبار شوند،اژدهای هفت سری می سازند که قطع به یقین اول سر خود فعلی اش را به باد می دهد. اما از دل همین مرگ خودخواسته است که هیولایی همچون جوکر پدید می آید.این خودویرانگری بهای گریزناپذیریست برای ترفیع مقام وجودی آرتور به متفاوت ترین دلقک-گنگستر تاریخ.

photo_2022-09-15_19-39-53

 

 دیدار از ویلای توماس وین در فیلم جوکر

 

پدر جوکر کیست؟ یکی از ثروتمندان سرشناس که با مادر او رابطه‌ای زودگذر داشته و بعد، بخاطر شأن اجتماعی‌اش این زن و پسر حاصل از آن رابطه را نادیده می‌گیرد و بدتر، برای زن پروندۀ روانی درست می‌کند تا ادعایش را مبنی بر اینکه او پدرِ تنها پسر وی است به کل بی‌اعتبار کنند!

همین مرد پدر پسر دیگری هم هست: پدر نقطۀ مقابل جوکر یعنی بتمن. حاصل ازدواج همان مرد با یک زن در سطح خودش!

این پدر و دو پسرش عجیب آدم را یاد اسطورۀ زروان و دو پسر اهورا و اهریمن‌اش می‌اندازد. یعنی ثنویت. یکی بودن منشأ خیر و شر: زروان!

فیلم جوکر،  هم تراژدی است و هم عمیقاً کمدی: کمدی‌اش آنجاست که آدم‌ها دنبال عدالت‌اند و دنبال اینکه جامعه و جهان با ایشان مهربان باشد: زهی خیال باطل!

حقایق بی رحم

لباس هم رنگ جوکر و بروس بیانگر منشأ یکسان این دو است و میله هایی که میان این دو قرار گرفته همان مرزهای قلمرو ثروت و قدرت است که با وجود حقوق یکسان، آنها را در شرایطی کاملاً متفاوت قرار داده و این از بی رحمی حقایق است که یکی خارج از قلمرو قدرت و ثروت باید زندگی سرتاسر عذاب و رنج را تحمل کند و دیگری درون حصار قدرت و ثروت هیچ دغدغه ای جز شادی و خندیدن نداشته باشد و البته روی دیگر این حقایق بی رحم بازگشت کابوس وار همان انسانیست که پشت دروازه های رفاه و توجه رها شده و مسئول این حقیقت بی رحم باید منتظر این بازگشت وحشتناک درست پشت دروازه های ثروت و قدرت بنشیند.

photo_2022-09-15_19-52-02

 

انسان عصر جوکر از جهات زیادی شبیه "واپسین انسان" نیچه است. انسانی آخرالزمانی که به نوعی تجسم پست ترین و زشت ترین اخلاق عوام و کهتران است. 

جوکر در روزگاری نفس می کشد که انسان هایش غالبا فردیتی از خود ندارند و تمام اصالت خویش را باخته اند. جماعت توده واری که همه شبیه همند و چونان گله هایی هستند که باید به این سو و آن سو هدایتشان کرد. آن ها تمام آن چیزی که هویت مشخص و معین یک فرد می تواند برای خود منحصر کند را فدا کرده اند تا تنها سرگرم شوند. 

این "واپسین انسان ها" بدترین نسلی هستند که می تواند از صلب آدم ابوالبشر به دنیا بیاید. آن ها معنایی برای خود نمی آفرینند و تا جای ممکن به شهوات زودگذر و پست خو گرفته اند. تغییر و تحول و تلاش و خطر در مرام آنان معنایی ندارد؛ چرا که دست و پا زدن در کثافت روزمرگی برای آنان بسنده است. اکنون زمانه تحقق پیشگویی نیچه فرا رسیده است: ظهور "نیست انگاری" ای که دنیا را فرا می گیرد.

و در چنین شرایطی ست که ابرانسانی همچون جوکر ظاهر می شود و مانند پیامبری مجنون و نابغه برای خود پیروانی دست و پا می کند؛ اما در ترسناک ترین معنای آن.

جوکر آینه تمام قد نیهیلیسم نوین است.

photo_2022-09-15_20-05-02

 

پشت صحنه

photo_2022-09-15_20-05-41

 

 سکانس ماندگار از فیلم جوکر.

 

یکی از ویژگی های تماتیک فیلم پرداختن به مساله و یا بهتر است بگوییم معضل بزرگ اواسط قرن بیستم به بعد و به ویژه قرن بیست و یکم است: رسانه.

فیلم به خوبی تاثیری را که رسانه در مقام یک ابزار بر جامعه سرمایه داری می گذارد، به تصویر می کشد.

رسانه ای که مهم ترین کارکرد آن خلق توهم و آرزو و انتظارات بیهوده برای انسان های توده ایست. رسانه ای که جماعت بیننده را چنان مسخ و مسحور خود ساخته که به هر سمت و سو که بخواهد هدایتشان می کند.

photo_2022-09-15_20-06-56

 

 از به یاد ماندنی ترین سکانس های فیلم جوکر.

 

رابطه آرتور با مادرش جای رابطه نداشته او را با تمامی نداشته هایش - مردم،زن و دوستان- می گیرد.مادر او چندان شباهتی به مادرهای معمولی ندارد. او درگیر اوهام است و به نظر می رسد حداقل بخشی از روان پریشی جوکر ریشه در مادرش دارد.مادر آرتور هیچ کمکی در جهت بهبود حال فرزندش نمی کند. تنها با تشدید کابوس ها و خیالات او و تزریق نداشته هایش، از آرتور هیولایی می سازد که از همه دنیا طلبکار است و می خواهد انتقام بگیرد؛ هیولایی که بیش از ظرفیت ممکن جهان از آن انتظار دارد.

دوگانه های متضاد

تار و پود این فیلم از رفت و برگشت های جوکر در میان عوامل متضاد ساخته شده است از یأس به امید و دوباره یأس از نفرت به عشق و دوباره نفرت از خلوت به هیاهو و دوباره خلوت از تاریکی به روشنایی و دوباره تاریکی از ندانستن به آگاهی و دوباره ندانستن از ایستایی به پویایی و دوباره ایستایی و... این عوامل متضاد در فیلم به قدری زیاد است که ما به سختی متوجه آنها می شویم و حالت سردرگمی و دوگانگی جوکر آنچنان در زندگی واقعی ما جریان دارد که به زحمت می توانیم متوجه تأکید فیلم روی آن شویم تا جایی که عنصر عصیانگری همچون نگینی بر بافت حلقوی این رفت و آمدها درخشیدن می گیرد عصیانی که نه از روی جنون محض و نه در اثر آرمان خواهی های کلیشه ای شکل گرفته است عصیانی که دقیقاً نتیجه زندگی عادی و واقعی خود ماست.

photo_2022-09-15_20-07-48

 

 سکانس قتل پنی فلک و  رندل توسط آرتور در فیلم جوکر.

 

اختلالِ عصبیِ او و ناخویشتن‌داریِ عاطفی‌اش در کودکیِ تاریک و سیاهِ او ریشه دارد و خُردشدن و سقوط و نابودیِ دنیایی ذهنی را که برای خودش ساخته، به چشم می‌بینیم و حتّی می‌فهمیم خیلی از دل‌خوشی‌های کوچکی که برایش پدید آمده‌اند (همانندِ رابطه با «سوفی») حاصلِ توهّم‌ها و رویاهای اوست.

تنهایی جوکر آن قدر عمیق است که غم خود را با یخچال سرد، تاریک و بی‌حس به اشتراک می‌گذارد.

جوکر واقعی کی شکل میگیرد؟ جوکر واقعی هنگامی شکل میگیرد که میفهمد علت اصلی تمام مشکلات روانیش مادرش است با تجاوز هایی که در کودکی به او شده است. دروغ هایی که به گفته شده ضربات روحی که به او زده شده 

بله اینجاست که آرتور طرد شده از سیستم با خوردن آخرین ضربه ی روحی به جوکر یعنی یک ضد سیستم واقعی تبدیل میشود ضد سیستمی که هدفی جز مبارزه با نظم موجود ندارد. 

جوکر شرارت حاصل از تک تک ظلم هایی است که به او شده است برخواسته از سیستم و ضد سیستم است مرگ هرگونه قانون هنجار اخلاق ارزش و هدف است و با کل سیستم به نزاع می‌پردازد.

photo_2022-09-15_20-10-23

 

آرتور دوست تنومندش را می‌کشد و به دوست کوتوله‌اش کمک می‌کند تا فرار کند (نوعی مضمون انتقام از لیبرالیسم و حمایت از اقشار ضعیف و آسیب­ پذیر جامعه).

رندل با جثه تنومند خود می‌تواند نمادی از «لیبرالیسم»باشد و آن اسلحه، «ایدئولوژیی» آن! اسلحه‌ای که شروع بی‌نظمی و آشوب در شهری فرضی به نام «گاتهام» را رقم می‌زند.

«گاتهام» نمادی از جهان سیاه ماست آن کوتوله‌ی زشت هم نماد افراد ضعیف و کم‌درآمدی است که همیشه توسط «لیبرالیسم» روز به روز در حال له شدن هستند.

photo_2022-09-15_20-15-04

 

 

وضعیت جوکر در حالت استیصال(قهقه و خنده بلند) را بسیاری از قربانیان در زندگی خود تجربه می کنند. 

رقصیدن فردی که قرار است سپیدم دم به چوخه اعدام سپرده شود یا شجاعت زائدالوصف سربازان و بردگان ردیف اول در جنگ ها در روم باستان.. 

در تمامی این موارد قربانی به این مسئله آگاه است که هیچ راه گریزی از موقعیت پیش آمده ندارد و به این دلیل تصمیم می گیرد که با شادی و قهقهه و رقص نقش خود را بپذیرد و آزار کمتری حس کند.

در دنیایی که عدالت در آن جایگاهی ندارد،امید و تلاش تنها برای کتاب داستان هایش ساخته شده و در نهایت در دنیایی که فاقد هر گونه ارزش معین و مطلق است،تنها راهی که می ماند خندیدن و رقصیدن است.

جوکر می خندد و می رقصد در همان حال که دارد عمیقا گریه می کند. شادی ساختگی او پوزخند تلخیست به تمام سیاه بختی هایی که ظالمانه بر "انسان" فرود می آید.

photo_2022-09-15_20-15-35

 

سکانس رقص جوکر

 

رهایی

کسی که هرگز طعم پیروزی را نچشیده باشد چیزی برای باختن نخواهد داشت

جوکر پس از تسویه حساب با خودش و زندگی شخصی دردناکش سرانجام رها می شود و دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.

نه تمایل به عشق و زندگی نه آموزه های اخلاقی و نه حتی مسئولیت اجتماعی دیگر جلودار او نیست انسانی که جایی برای او نیست هرگز نمی تواند انگیزه ای از عشق و امید برای خود بیافریند همانطور که اگر با انسانی رفتار اخلاقی صورت نگیرد نمی توان انتظار داشت که آموزه های اخلاقی در وی اثر کند و همچنین اجتماعی که هیچ وقت به یک انسان احترام نگذاشته باشد نمی توان با او از مسئولیت اجتماعی سخن گفت با این وجود جوکر هیچ رفتار غیر اخلاقی از خود بروز نمی دهد و همه چیز طبق واکنش های غریزی پیش می رود و جوکر آنچنان رها می شود که پلیس توان دستگیری او را ندارد و حتی تصادف در خیابان هم او را متوقف نمی کند و به راحتی می تواند به یک برنامه تلویزیونی پر ببنده برسد چون دیگر برای بدست آوردن چیزی تلاش نمی کند و چیزی برای از دست دادن ندارد.

photo_2022-09-15_20-16-26

 

جوکر علیه ضعف‌های خود قیام می‌کند. مادرش را که نماد ضعف و زبونی اوست از بین می‌برد تا دیگر چیزی برای باختن نداشته باشد و بعد از آن است که زلزله شروع می‌شود. جنبش دلقک‌ها به راه می‌افتد. جنبش آدم‌های نادیده گرفته شده که حقیقتا جامعه برایشان ارزشی قائل نیست و غالبا روانی خوانده می‌شوند.

اکنون نوبت تلافیست. تا به حال این دنیا بود که آرتور را بی رحمانه له کرده بود و از او "شی"ای ساخته بود که بود و نبودش برای کسی فرقی نداشت. اما حالا آرتور کاری می کند که به هر قیمتی شده، دنیا او را به حساب بیاورد.

درواقع آرتور به مشکلی مبتلاست که اغلب بدان مبتلا هستند،اما کمتر جدی اش می گیرند. او از این که هست و نیستش به هیچ جای جهان برنمی خورد نوعی ترس وجودی دارد؛ پس دست به هر کاری می زند تا برای خود یک اعتبار تکوینی و ذاتی دست و پا کند. او دیگر به این جمله معروف رسیده:"بدنامی بهتر از گمنامیست."

photo_2022-09-15_20-19-44

 

جالب است بدانید

محل رقص جوکر روی پله ها تبدیل به مکانی توریستی برای طرفداران این فیلم در شهر نیویورک شده !

طرفداران این پله هارا در نقشه گوگل با عنوان پله های جوکر در قسمت مکان های مقدس ذخیره کردند!

 

photo_2022-09-15_20-22-37

 

تئوری آشوب «جوکر» را می‌شود به کل جهان بسط داد. جهانی که در آن افسارگسیختگی بیداد می‌کند و طغیان و هرج و مرج باعث می‌شود جوکرهای دیوانه سردمدار شوند. جوکر مولد پلیدی نیست. از دل پلیدی متولد می‌شود تا اتفاقا به آن بروزی بدهد که باعث هشدار می‌شود.

photo_2022-09-15_20-24-00

 

پشت صحنه 

جالب است بدانید سکانس ورود جوکر به برنامه موری فرانکلین بیش از ١١ بار فیلمبرداری شد!,در تدوین نهایی کارگردان از بین آنها یکی رو انتخاب و در فیلم قرار داد.

 

 تاثیرگذارترین سکانس جوکر.

 

 انتقام یا واکنش

وقتی دست و پای بشری رو می بندید و سر او را زیر آب می برید معنایی ندارد جز اینکه می خواهید او را بکشید پس دست کم توقع نداشته باشید که این قربانی تقلا نکند و دست و پا نزند.

گاه آنچه که به عنوان انتقام از آن یاد می شود در واقع فقط یک واکنش ساده است واکنش یک قربانی دست و پا بسته که می خواهند او را خفه کنند یک قاتل نباید از پاشیده شدن خون روی لباسش دلخور باشد.

نظام سرمایه داری و مافیای حاکم باید بداند که از بین میلیون ها قربانی سرانجام یک نفر دستش به اسلحه خواهد رسید و گلوله اش در هدف قرار دادن قلب شومن این پروپاگاندای حاکم، به خطا نخواهد رفت و این طغیان را همان پروپاگاندای حاکم ایجاد کرده است نه دشمن های فرضی و نه اهریمن های ماورایی بلکه مسئول فجایع موجود همان جریانیست که نبض رسانه های رسمی را در اختیار گرفته و فرصتی را برای تنفس قربانی قائل نیست پس اگر هر شومنی گلوله ای را در قلب خود یافت بداند که مقصر جوکر و جوکرها نیستند بلکه این خشونت ریشه در تحقیر، تعصب و منفعت طلب های بی پایان خود شومن ها دارد.

photo_2022-09-15_20-36-22

 

"آنچه شایسته‌ی شماست، گیرتون میاد".

photo_2022-09-15_20-37-20

 

 اینو یادت باشه گاهی اوقات این آدما نیستن که عوض میشن این نقابه که میفته!!

photo_2022-09-15_20-38-13

 

سکانس پایانی فیلم جوکر​

 

انقلاب جوکرها

خشم و سرخوردگی مردمان عادی که از حد بگذرد باجرم با یک جرقه و فقط یک جرقه به خیابان ها خواهند ریخت تا مافیای سرمایه داران را مجازات کنند.

اگر چه هنوز جریانات اجتماعی معترضات در جهان از انسجام کافی برخوردار نشده اما به نظر می رسد که این مسیر در حال پیمودن، به جایی جز یک انقلاب نخواهد رسید انقلابی که معلوم نیست از کدام کشور آغاز خواهد شد و به کدام کشورها سرایت خواهد کرد شاید باز هم یک سبزی فروش در جایی مثل تونس خودش را بسوزاند و این بار سونامی اعتراضات تا پشت دروازه های وال استریت ادامه پیدا کند انقلابی شبیه به انقلاب جوکر ها که جایی برای مذاکره و گفتگو با آنها باقی نمانده و به جای تفکر، جنون را سرلوحه اقدامات خود کنند بدون تردید این یک تهدید نیست بلکه هشداری جدیست به سرتاسر بدنه فاسد و تبهکار مافیای سرمایه داران دنیا.

درسِ «جوکر» این است که برای نارضایتیِ روز به روز در حال گسترش، تغییرات اساسی و بنیادینی لازم است و نظام‌های حاکم نمی‌توانند با اصلاحات تدریجی جوابگوی سطح رو به گسترش این نارضایتی باشند.

photo_2022-09-15_20-39-11

 

زمانی که کل شهر دست به شورش زده‌اند و باعث آزادی جوکر از چنگال قانون می‌شوند.جوکر حالا یک نفر نیست. تک تک مردم هستند. او را مثل مسیحی که به صلیب کشیده می‌شود روی ماشین می‌گذارند. جوکر قربانی گناهان همه‌ی آن‌هاست از جمله آن کسی که به توماس وین شلیک می‌کند. گناهان به گردن او می‌افتد و از همان جا جهان برایش چنان پوچ می‌شود که آن لبخند ابدی را روی صورتش شکل می‌دهد. و بعد همه‌ی مردم شهر، همه‌ی ما جوکر می‌شویم. جوکر تکثیر می‌شود و جوکرها شهر را در اختیار می‌گیرند.

فیلم‌های خشن‌تر از «جوکر» زیاد دیده‌ایم. نفس نمایش خشونت نیست. تفکر پشت آن است که فیلم را هراس‌انگیز می‌کند.

این «جوکر» همان‌طور که کارگردانش گفته بود به تراویس بیکل «راننده تاکسی» اسکورسیزی نزدیک است. کسی که می‌خواهد خیابان‌ها را از کثافت پاک کند. طعنه‌آمیز نیست که دست آخر به رابرت دنیرویی شلیک می‌کند که بازیگر نقش تراویس بیکل بود؟ یعنی حتی تراویس بیکل هم در گاتهام تاب نمی‌آورد. فقط جوکر است که می‌تواند با رسیدن به پوچی مطلق، بدون هیچ هدف والایی در گاتهام تبدیل به قهرمانی آنارشیست و البته در جهت اهداف سیاستمداران جامعه شود.

photo_2022-09-15_20-48-26

 

این تازه سرآغازی بر یک پایان است. شاید پایان تاریخ؛ ورود به عصری پساآخرالزمانی که بارزترین مولفه آن "انفجار" است. انفجار چه؟ همه چیز؛ و در راس آن "ذات بشری". این انفجار هدفی ندارد؛ فی نفسه لذت بخش است و موجب سرگرمی. دیگر نظم واحدی بر سیستم انسانی دنیا حکم فرما نیست؛ بلکه تنها و تنها آشوب و اغتشاش است که پابرجا باقی خواهد ماند. گویی این دنیای نوین و تا حد زیادی مجازی،بسیار واقعی تر از دنیای سابق می نماید. جوکر خبر از نسلی می دهد که به هیچ چیز و هیچ کس نمی توان متصلشان کرد. آن ها مستقلند و هر طور که خود صلاح ببینند عمل می کنند. ارزش های شخصی خود را می آفرینند. ارزش هایی که ممکن است در کشتن همنوع نهفته باشد. اما هر چه که باشند و از هر جنسی که باشند،به خاطر اصالتشان شایسته احترامند. آن ها به توده ها و راهشان صریحا "نه" می گویند.

مشخص نیست که پس از جوکر چه بر سر هستی بشری خواهد آمد؛ اما مطلبی واضح است و مبرهن: جوکر اصیل ترین بشر عصر خویش است و از این نظر، متناسب با دنیای خودش، قابل احترام ترین موجود میان این "حیوانات دوپا" ست...

photo_2022-09-15_20-49-13

 

کانال تلگرامی کافه هنر

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها