{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

کدخبر : 6001

رنگ یکی از مهم‌ترین عناصر سینماست که در روایت بهتر داستان به کمک فیلمساز می‌آید.

داستان فیلم در سال ۱۹۳۰ که دولتی فاشیست در حال قدرت گرفتن است و شعله جنگ در حال روشن شدن، هتل بزرگ بوداپست به واسطه تلاش فراوان مهماندار و شاگردش به یکی از برترین تفریحگاه‌های اروپا تبدیل شده است، میگذرد.

این فیلم را می‌توان به چهار جدول زمانی تقسیم کرد، که در ادامه درباره هرکدام از آن‌ها صحبت می‌کنیم.

جدول زمانی چهارم

این فیلم با جدول زمانی چهارم آغاز می شود، زمانی که دختر جوانی برای بازدید از نیم تنه مرد سالخورده ای که با بازی تام ویلکینسون در قاب های بعدی شاهد آن هستیم، در قبرستان قدم می زند. صحنه وحشتناک است و باید غم و اندوه را برانگیخت. اما رنگ ها تضاد آن را به ما نشان می دهد. صحنه به ما احساس غم و اندوه می دهد، در حالی که رنگ سعی می کند ما را شاد کند.

اما این صحنه قرار است یک یادآوری ترسناک و تند از آنچه در گذشته اتفاق افتاده، باشد. واقعیتی که تأیید شده با یک حرکت دلهره آور از کارگردان با قرار دادن او از سه مرد با سبک رومانیایی و لباس های سیاه، که روی نیمکت مانند ارواح غم انگیز نشسته اند. با چنین صحنه ای، سفر خود را آغاز می کنیم.

جدول زمانی سوم

صحنه بعدی، پیرمرد را با کت قهوه‌ای و کراوات زرد ماتی در جدول زمانی سوم نشان می دهد، که اکنون مشخص شده که نویسنده بزرگ است. یک مونولوگ که الهام بخش و همچنین آموزنده است، واقعیتی را نشان می دهد که با رنگ قهوه ای صحنه، چیزی را فریاد می زند که هوش دارد. یک چهره به ظاهر دانا، پدیده ای که به اعتقاد ما ناشی از سایه های قهوه ای کلاسیک کتابخانه ها و رنگ تیره فضا است. 

وس اندرسون سپس دوباره با اشاره به نوه اش، مختل کردن جریان صحنه و اضافه کردن یک قطعه طنز قابل اعتماد، مجدداً به طبیعت کمدی فیلم اشاره می کند.

جدول زمانی دوم

صحنه های بعد ما را از طریق ورود به هتل با رنگ سفید و صورتی های مات در صحنه ای خاکستری در جدول زمانی دوم راهنمایی می کند. کل دوره نمایش این فیلم شامل رنگ های سبز و زرد با لحنی بسیار مات و تیره است، تقریباً گویی که رنگ زرد به طور ناکافی روشن شده است. این باعث می شود هتل احساس بسیار پر کاربرد و قدیمی ای داشته باشد که صحنه را به گونه ای خیره کننده تر تعریف می کند. زیرا این جدول زمانی شامل جوانی نویسنده که با بازی Jude Law، شخصیتی که برای یادگیری در مورد هتل آمده، زیرو مصطفی صاحب هتل که راوی داستان است، می شود. هتل و او در حال مرگ هستند.

جدول زمانی اول

کلیت این جدول زمانی مات است، اما صحنه های هتل از وی خاصیت خاصی دارند. این هتل از هر آنچه که هتل پشتیبانی می کند، جدید، اتفاق افتاده و نخبه است. اهمیت همه این رنگ ها در رنگ های قرمز و بنفش، صورتی، سفید، نارنجی، زرد و قهوه ای است که اهمیت آن در این است که همه آنها در یک طرح رنگی قرار گرفته اند که نشان می دهد دوران گذشته است.

یک طرح مشابه در سراسر عکس های داخلی مانند قطار دنبال می شود. صحنه های مربوط به محیط های بیرونی و خصمانه به رنگ های سفید، خاکستری، قهوه ای و مشکی مانند زندان، و محل اقامت آگاتا با بازی سائورس رونن لود شده است. طرح های موجود در اینجا احساس رها کردن، بدبختی و فقر را نمایش می دهد.

 

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها