{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

کدخبر : 5528

نامی در سال ۱۳۱۵ شمسی در قم زاده شد. در ۱۳۴۳ با مدرک کارشناسی نقاشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. در ۱۳۵۹ فوق لیسانس خود را از دانشگاه ویسکانسین گرفت. این هنرمند از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۶۶ در موسسات اموزشی و هنری معتبر ایران مشغول تدریس بود و از مؤسسان گروه آزاد نقاشان و مجسمه سازان در سال ۱۳۵۳ است.

هنرام‌روز: غلامحسین نامی را به درستی باید نقاش رنگ سفید و سطوح به حجم درآمده دانست که گاه از آن با عنوان نقاشی سه بُعدیِ انتزاعی یاد می­‌شود. این اثر به یکی از مهم­‌ترین دوره­‌های نامی تعلق دارد که تماماً معطوف به یک زبان بصری منحصر به فرد است. زبانی که در آن سه عنصر حجم، نور و فضا اهمیتی اساسی برای هنرمند پیدا می­‌کند. 

او تنها با رنگ سفید، برجستگی‌های موضعی و سطوح پارچه­‌ای کشیده شده بر روی بوم، این اثر را در نهایت کمینه‌گرایی آفریده است. علاوه بر اینکه نامی با نوآوری­‌های خود، فرم اثر را از شکل کلاسیک مستطیل خارج کرده، در نصب آن بر دیوار نیز فرم نامتعارف لوزی را برگزیده است تا بدین ترتیب به یک بیان بصری بکر و تجربه نشده در مدرنیسم ایرانی دست یابد. اگر چه این نگاه نزد هنرمندان مدرنیست ایرانی بی­‌سابقه یا کم­‌سابقه است، اما در سبک­‌هایی از تاریخ هنر غرب رفتارهای مشابهی دیده می­‌شود. مثلاً سفیدهای نامی، برخی از آثار مینی‌مالیست­‌ها یا حتی دوره­‌ای از آثار رابرت راشنبرگ با عنوان نقاشی سفید [۱]را تداعی می­‌کند و فرم­‌های نامتعارفی که در ساخت بوم برمی­‌گزیند، نمونه­‌های گسترده‌تری از بوم­‌های برجسته در دهه ۱۹۶۰ و در جریان انتزاع پسانقاشانه و بویژه در کارهای السورث کلی دیده می‌شود.

نامی در سال ۱۳۴۵، در جریان ساخت اثری به منظور شرکت در مسابقه نقاشی به مناسبت روز مادر، به طور اتفاقی به قابلیت سه­‌بعدی­‌سازیِ نقاشی­‌های سفید خود پی­‌ برد و از آن پس بارها این شیوه را آزمود. او پیش از دوره­ نقاشی­‌های سفید، از رنگ­‌های زنده و شاد و فضایی کودکانه در آثار خود استفاده می­‌کرد، اما به موجب کشش روزافزون به رنگ سفید، رنگ­‌های درخشان به تدریج از آثارش حذف شدند تا او به یک نقاش مدرنیست کمینه‌گرا تبدیل شود. به گفته او: «این تجربه سرآغاز نگرشی آگاهانه‌تر به دنیای نقاشی بود. رنگ سپید به نقاشی­‌های من راه یافت و به مرور بخشی از بافت ذهنی مرا تشکیل داد. دنیا را از پس یک صافی بزرگ می­‌دیدم. گویی نور سپید بر تمام ذهن و اندیشه­‌ام می­‌تابد. سپید می­‌دیدم، می­‌شنیدم، فکر می­‌کردم و احساس می­‌کردم»

غلامحسین نامی در سال ۱۳۵۷ برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در آنجا آثار سه بعدی سپید خود را به عنوان پایان­‌نامه تحصیلی به نمایش گذاشت. تعدادی از آثار شاخص این دوره سفید او، در موزه شهر میلواکی، مجموعه هنری دانشگاه ویسکانسینِ آمریکا و نیز موزه هنرهای معاصر تهران نگهداری می­‌شود. (وب سایت حراج تهران)

فعالیت هنری غلامحسین نامی را می‌توان به سه دوره تقسیم کرد:

دوره اول- “کارهای سفید” که شامل تابلوهایی تک‌رنگ با اشکالی برجسته که اتفاقاتی منظم یا بی‌قاعده را بر بستری سفید، ساده و یکپارچه نشان می‌دهد.

 دوره دوم –”کارهای کاهگلی” اوست که بافتی ترک‌خورده، شبیه بستری کویری را روی زمینه‌ای ساده پدیدار می‌سازد.

 دوره سوم -“کالیگرافی” که مرکب از سطوحی شناور آکنده از ضربه قلم‌هایی کوتاه و ظریف، که حروف نوشتاری را تداعی می‌کند و فرم خطوط منحنی در برخی، حروف فارسی را یادآوری می کند. (وب سایت پشت بام)

به تازگی کتاب «خاطرات غلامحسین نامی، روزگار نو» توسط نشر نظر منتشر شده‌است.

 

  • 2895001D-9C8A-47AA-A7FD-74D628E83BD6
  • 3E6E8066-65FD-4AE4-BD97-A58180B719E0
  • 205F4F9E-6C69-4C24-9819-25C70AA060A6
  • 16397D52-C43D-43BC-A080-0111E5C30CEE
  • 738978D2-59C7-473B-91AC-D0703FC87FBE
  • 22B5526F-042B-41DE-8F91-DF481D59D889
  • 3B41CC42-9C40-4FF6-90D1-3836119F33CA
  • C82E2773-9261-464E-A9A5-92DD2C209FEF
  • 78C94C82-D267-4B02-AA0F-0CE9E22DAF76
  • 9C565B0C-8DD7-4DB3-B134-7D440D4E1253
ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها