{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

کدخبر : 10211

فال حافظ یک راننده تاکسی به روایت سروش صحت.

به گزارش هنر ام‌روز، سروش صحت در اعتماد نوشت:

راننده تاکسی گفت «پریشب که شب یلدا بود، حافظ را باز کردم. یه شعری اومد که دیوانه شدم»

پرسیدم: «چه شعری؟»

راننده دست کرد در جیبش و برگه‌ای را درآورد که روی آن با خودکار این غزل حافظ را نوشته بود:

«دلم رمیده شد و غافلم من درویش/ که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش/

چو بید بر سر ایمان خویش می‌لرزم/ که دل به دست کمان ابروییست کافرکیش/

خیال حوصله بحر می‌پزد هیهات/ چه‌هاست در سر این قطره محال‌اندیش/

بنازم آن مژه شوخ عافیت‌کش را/ که موج من زندش آب نوش بر سر نیش/

ز آستین طبیبان هزار خون چکد/ گرم به تجربه دستی نهد بر دل ریش/

به کوی میکده گریان و سرفکنده روم/ چرا که شرم همی آیدم ز حاصل خویش/

نه عمر خضر بماند، نه ملک اسکندر/ نزاع بر سر دنی دون مکن درویش/

بدان که نرسد دست هر گدا حافظ/ خزانه‌ای به‌کف آور ز گنج قارون بیش»

به راننده گفتم: «چه شعر خوبی.»

راننده گفت:« این شعر را باید یواش یواش خوند، روزی یه بیت»

از روی شعر عکس گرفتم که یواش یواش بخوانمش.

 

 

 

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها