{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

کدخبر : 4289
خبرنگار:

احمد شاملو در سال ۱۳۶۹ به آمریکا دعوت شد تا در جلساتی در دانشگاه برکلی به عنوان سخنران شرکت کند اما به دلیل انجام چند عمل جراحی بر روی گردن سفرش بیش از آنچه فکر می‌کرد طول کشید.

سلام، عزیز من

کلی حرف دارم اما قلم روی کاغذ می آید همه پرواز می کنند. غربت است که دوست نمی دارم، و بلاتکلیفی است که از غربت بدتر است، و بدتر از هر دوی این ها بیکاری و علافی. 

ماجرا از این قرار است که از ناحیه پشت گردن ناراحتی مشکوکی بروز کرد. خانم دکتر منیژه قوامی که در مرکز پزشکی بوستون کار می کند مرا برد تصویر ام.آر.آی گرفتند که نوع بسیار پیشرفته تر از سی تی اسکن است. و ما در ادامه دعوت های برنامه ریزی شده دانشگاهی به نیویورک و واشنگتن رفتیم و در این شهر اخیر بودیم و داشتیم به هیوستون می رفتیم که خانم دکتر قوامی تلفن کرد و از طرف دکتر اوردیا، جراح اعصاب، دستور داد دعوت ها را لغو کنیم و فوری برای عمل به بوستون برگردیم. نخاع، زیر مهره های گردن در یک نقطه به باریکی نخ درآمده، طوری که اوردیا تعجب می کرد چطور تا حالا پاره نشده. در هر حال گفت دو عمل در پیش دارم. عمل اول را از کنار گردن انجام دادند و با تکه استخوانی که از لگن خاصره بریدند تعمیراتی در مهره ها کردند و گفتند بروم سه ماه دیگر برگردم که عمل اصلی از پشت گردن صورت بگیرد. رفتیم و معلوم شد که استخوان ها آنطور که باید جوش نخورده. حالا مانده ایم علاف که کی جوش بخورد.

در این میان دوستان برکلی و سن هوزه و اوکلند پیشنهاد کردند یک مرکز فرهنگی اسطقس دار برپا کنیم که به هرحال داریم راهش می اندازیم ببینیم چه می شود. برای رفع و رجوع خلاء کیسه هم قرار است چند کتاب که فروشش ضمانت شده باشد چاپ بشود. برای شروع کار یک نسخه بزرگ حافظ مورد نیاز است از چاپ آخرش، همچنین مجموعه قصه های کتاب کوچه از حرف "آ" تا آن قسمت از حرف "خ" که آماده شده. طبق معمول این پانزده، شانزده سال، زحمتش دست شما را می بوسد که قصه ها را کپی فرموده بفرستید. زحمات و دردسرهایی که به حضرتتان می دهیم ماشاالله تمامی ندارد. باید لطف کنید رنج سفر تا دهکده را به خودتان هموار بفرمایید و آن ها را بردارید. کلیدها نزد خانم دکتر سالمی است. به این ترتیب سلام ما هم سلام روستایی از آب درآمده، ملاحظه می فرمایید که!

ضمنا در دهکده ترتیب ماهانه باغبان را هم روشن بفرمایید که دلش برای باغچه بسوزد. محل حقوق او و پول آب و برق را می شود از طریق بابک یا امیر تامین کرد. کارتی برای دکتر سالمی چندی پیش فرستاده ام. با عرض سلام بنده به ایشان بگویید جوابمان نرسید.

به همه دوستان سلام ما را ابلاغ بفرمایید. خانم ها سهیلا و تی تی و خانم رافت و  مانی و میترا و پری یوش، و آقایان امیرو بابک و دکتر رافت و حمید و بیژن و یدی و علیرضا و مسعود.

آیدای من خوب است. دلتنگیش را حس می کنم ولی از من قایم می کند. هر دوی ما، شما را غرقه بوسه می کنیم. شما و ناهید و مهری و دخترهای عزیز را که بسیار دوست می داریم. نفهیمدیم عروسی دکتر نیلوفر خانم سر گرفته یا هنوز نه. برایت یک دستگاه کمپاکت دیسک پرتابل گرفته ایم با گوشی و غیره، که عجالتا رو دستمان مانده. اگر خواستید می شود برایتان پست کنیم.

مطلب دیگری به خاطرم نمی رسد جز این که خواهش می کنم در ارسال جواب نامه و خرده فرمایش ها، قید دو فوریت را تصویب بفرمایید. 

دو شعر برایتان می فرستم و مایلم در یکی از دو نشریه معروف چاپ بشود

۲۷ مهر ۱۳۶۹

 

این نامه را می‌توانید در اپیزود پنجم پادکست رادیونامه با عنوان "نامه‌های فرنگ" و از طریق لمس لینک زیر بشنوید.

اپیزود پنجم پادکست رادیونامه

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها