{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} ℃ {{weatherData.main.temp}}

کدخبر : 5151

«نامه‌های اکبر رادی» به کوشش حمید‌ه‌بانو عنقا، همسر وی گردآوری و توسط نشر نشانه منتشر شده‌است.

رادی نمایشنامه‌نویس و داستان‌نویس معاصر است که در ۱۰ مهر ۱۳۱۸ در رشت متولد شد و در ۵ دی‌ماه ۱۳۸۶ در ۶۸ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا به خاک سپرده‌شد.

وی ۳۲ سال، به تدریس ادبیات در دبیرستان، ادبیات نمایشی انستیتو مربیان امور هنری، نمایش‌نامه نویسی مقطع کارشناسی دانشگاه تهران و نمایش‌نامه نویسی پیشرفتهٔ کارشناسی ارشد دانشگاه هنر تهران پرداخت.

از رادی نمایش‌نامه‌های بسیاری به یادگار مانده است. از جمله‌ی نمایش‌نامه‌های او می‌توان به «افول»، «مرگ در پاییز» و «از پشت شیشه‌ها» اشاره کرد.

این کتاب، جمع‌آوری نامه‌هایی است که اکبر رادی به دوستان خود که عمدتاً از جمله نویسندگان و متفکران معاصر ایران هستند، نوشته است. این مجموعه علاوه بر آن‌که رویکرد و گرایش فکری رادی را به نمایش می‌گذارد، مباحثات میان نویسندگان در دوره‌های مختلف را به نمایش می‌گذارد.

وی پیش از مرگ یادداشتی به بهرام بیضایی نوشته بود به نام «تو آن درخت روشنی» که در ویژه‌نامه‌ای دربارهٔ بیضایی در همان زمستان چاپ شد. روز مرگ رادی، که مصادف با تولّد بیضایی بود، بیضایی یادداشتی در سوگ وی نوشت و مرگ یار دیرینش را به بستگان و همسرش تسلیت گفت.

بخش‌هایی از نامه رادی به بیضایی: "بهرام، امروز می‌خواستم زادروز تو را به‌عنوان یک چهرۀ ماندگار معاصر شادباش بگویم، دیدم این «چهرۀ ماندگار» هرچند ترکیب مهتابی قشنگی است، این چندساله مدال مستعملی شده است که فله‌ای به سینۀ بندگان خدا نصب می‌کنند و ایضاً برای محتشمان این حوالی ما ستارۀ رنگ‌پریده‌ای است که فله‌ای به دوش اهل هنر می‌زنند. (و این ناسپاسی به یک بارِعام رسمی دولتی نیست؛ درنگی بر یکی از آسیب‌های این مراسم رسمی است.) به‌این‌مناسبت بگذار در مقام یک شاهدِ عادلِ مرجعِ ملی دستی به فتوا بلند کنم چنین: قسم به نام او (که تویی) ، و نامت حجت است بر تآتر ایران، و تویی در آستانه این سالگرد خجسته قلمدار صحنه‌های ما که از برجستگان درام جهان کسری نداری و چیزی هم سری. تو آن درخت روشنی با شاخه‌های پرپشتِ با‌شکوه، که چه‌بسیار راهیان صحنه در سایبان سبز تو پروریده‌اند. تو آن بلاکش معصومی که هوش ویرانگر و ادراک عالی تو قادر به درک عقلانیت روزمرۀ ما نیست..... بهرام عزیز، بیضایی بینوای من! اینک در این روز آبی و در نهایت خرسندی افتخار دارم که از سالروز ولادت انسانی یاد کنم که برکت خاندان تآتر ماست و عزت اصحاب سرسپردۀ آن در اینکه به احترام او (که تویی) از جا برخیزند و پیش پای تو مخلصانه کرنش کنند. زیرا‌که بر قله‌های درخشان فرهنگ ایران، میلاد یک درام‌نویس بزرگ برای فخر ملتی کفایت است."

یکی از نامه‌هایاین کتاب در اپیزود سوم پادکست رادیونامه با عنوان "نامه‌های سینما و تئاتر" خوانده شده‌است.

برای شنیدن این اپیزود اینجا کلیک کنید.

 

ارسال نظر:

  • پربازدیدترین ها
  • پربحث ترین ها